گشت كه انديشهها در بارهء او حيران است . ) اگر ارتباط ما با دنيا و شئون و مختصات آن ، از نوع ارتباط آزاد نباشد . قطعى است كه من يا شخصيت ما زير چنگالهاى درندهء آن شئون و مختصات متلاشى خواهد گشت و شخصيتى نخواهد ماند تا بتواند شايستگى قرار گرفتن در جاذبهء همسايگى خداوندى را به دست بياورد . زيبايى صورى يكى از شئون حيات طبيعى است ، اگر بدون اين كه منبع اصلى آن را كه خداوند جميل است مورد توجه و گرايش قرار بدهيم و به همان لذت طبيعى موقت حاصل از درك آن است ، خود را وابسته كنيم ، بديهى است كه شخصيت يا من ما با زوال همان زيبايى و لذت ، متلاشى يا حدّاقل مجروح خواهد گشت . چه نصيحتى بالاتر از اين كه خداوند خالق هستى براى قرار دادن ما در جاذبهء كمال خود ، مىفرمايد كه : « به آن چه كه از دست شما رفته است اندوهگين مباشيد و به آنچه كه هم اكنون در اختيار شما قرار داده است ، شادمان مباشيد » خداوند ما را چنين نصيحت مىفرمايد : * ( وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى . وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ) * ( 1 ) ( و نيست براى انسان مگر كوششى كه كرده است و قطعى است كه كوشش او ديده خواهد شد . ) هيچ اصلى اصيلتر و هيچ قاعده اى ثابتتر از آن نيست كه ما در اين نصيحت خداوندى مىبينيم . اين نصيحت ما را در مجراى قانون كلى هستى قرار مىدهد كه بايد بكوشيم و چون نتيجه كوشش خود را مشاهده خواهيم كرد ، پس سعى ما بايستى در مسير خيرات باشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٩
ريشه كن شوى اى جهل ، نابود شوى اى جهل ، تويى كه اساس دردهاى بىدرمانى ، تويى كه در درون انسانهايى كه تحت سلطهء خود طبيعى حيوانى زندگى مىكنند ، عامل همهء نكبتها و بدبختيها هستى . زيرا اگر كسى بداند كه خدا كيست ، محال است كه تسليم او
هامش
( 1 ) النجم آيهء 40 .