مالپرستى به دور و بىشك هم مردى سلحشور و هم شاعر و تمام صفات لازمهء اولياء الله در وجودش جمع بود . . . على بالكل از صفات ضرورى يك رجل دولتى و سياستمدار عادى عارى بود ، غلَّو در خرده گيريهاى اخلاقى كه ناشى از علل دينى بود ( ترس از مسئوليت در برابر خداوند ، ترس از مسئوليت ريختن خون مسلمانان ) وى را از اخذ تصميم باز مىداشت و گرايشى به مدارا در نهادش ايجاد كرده بود » ( 1 ) براى مطالعهء توضيح و استدلال براى اثبات خلاف اين تهمت ( عارى بودن على عليه السلام از صفات ضرورى يك رجل دولتى و سياستمدار عادى ) مراجعه فرماييد به مجلد يكم از اين مجلدات از صفحه 241 تا صفحهء 249 . جالب توجه اينست كه بعضى از كسانى كه در اين مورد رأى به خروج عمر بن الخطاب از مدينه براى جنگ با فرس دادند ، بعدها يا براى زمامدارى نامزد گشتند و بعنوان زمامدار تعيين شدند ، در صورتى كه عاليترين و ضرورىترين نظريهء سياسى از آن امير المؤمنين عليه السلام بود كه او را به جهت دور بودن از مسائل سياسى ، از زمامدارى بر كنار مىدانستند . ابن ابى الحديد معتزلى شارح بسيار معروف نهج البلاغه در اين مورد چنين مىگويد : « اين كه اين كلام را امير المؤمنين عليه السلام در چه موقعيتى به عمر گفته است ، مورد اختلاف است . گفته شده است : كه در بارهء جنگ قادسيه بوده و برخى ديگر مىگويند : در جنگ نهاوند بوده است . محمد بن جرير طبرى در تاريخ كبير مىگويد : در موقع جنگ نهاوند بوده است . على بن محمد بن سيف مدائنى در كتاب الفتوح قادسيه را مطرح مىكند . و بهر حال اگر كسى با نظر دقيق در اين گونه نظريات امير المؤمنين عليه السلام در مدتى كه توانايى ابراز آنها را داشته است ، بنگرد ، مىفهمد كه آن بزرگوار همهء معانى و موقعيتهاى مديريت سياسى جامعه را ( اعم از مديريت انسانى و يا مديريت به معناى معمولى آن كه امروزها به سياست ماكياولى مشهور است ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٦
هامش
( 1 ) اسلام در ايران تأليف پطروشفسكى ترجمهء آقاى كريم كشاورز ص 49 و 50 .