تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
الَّتى وهبت للَّه و عوقدت على طاعة اللَّه ازدحموا على الحطام و تشاحّو على الحرام ، و رفع لهم علم الجنّة و النّار ، فصرفوا عن الجنّة وجوههم و أقبلوا إلى النّار بأعمالهم ، و دعاهم ربّهم فنفرو و ولَّوا ، و دعاهم الشّيطان فاستجابوا و أقبلوا ( كجا هستند آن عقولى كه از انوار هدايت روشنايىها كسب كرده‌اند و كجا هستند آن ديده هايى كه به نشانه‌هاى تقوى مىنگرند ، كجا هستند آن دلهايى كه به خدا بخشيده شده‌اند و پيمان به اطاعت خداوندى بسته‌اند . هجوم به متاع پست دنيا آوردند و براى بدست آوردن حرام با يكديگر به ستيزه برخاستند . پرچم ( يا نشانه‌هاى بهشت و دوزخ براى آنان بر افراشته شد ، آنان روى از بهشت برگرداندند و با كردارهاى زشتى كه انجام داده بودند ، به آتش روى آوردند ، و پروردگارشان دعوت كرد ، از آن دعوت رميده و پشت گرداندند و شيطان آنان را خواند اجابتش كرده و به آن روى آوردند . )

كجا رفتند و چه شدند آن بينايان و اطاعت كنندگان و دلهاى بخشيده شده به خدا

مگر عقول آنان با انوار هدايت روشن نشده بود ، مگر ديدگان آنان به مشعل تقوى نمىنگريست ، مگر دلهاى آنان در اختيار خدا نگذاشته شده بود ، مگر آن دلها خود را وابستهء جاذبيت تقوى نكرده بودند آيا انعطاف بشرى به اين اندازه مىرسد كه پس از روشنايى بار ديگر ظلمت گرداگردد و پس از قرار گرفتن در جاذبيت حق و حقيقت از آن بگسلد و راهى بيابان گمراهى شود براى آنان ، هر گونه حجت و برهان اقامه شده و رشد و گمراهى هر يك چهرهء خود را به آنان نشان داده بود ، متاع دنيا و مقام و جاه ، ناچيز بودن خود را به آنان اثبات كرده بود ، چه شد ، چه عاملى پيش آمد كه زير و رو شدند آن چنان كه گويى اينان همان عقول منور و ديده‌هاى ديده ور و دلهاى بخشيده شده به خدا و وابسته به اطاعت خداوندى نيستند . آرى ، اى بشر ، هشيار باش كه زندگانى عزيزت با عامل انعطاف خطرناك از مسير « حيات معقول » منحرف نگردد . اين انعطاف كه مىتوان گفت :