غيبت ( انگيزهء آن ) به ده نوع تقسيم مىگردد : 1 - ارضاى نفس يا خاموش كردن آتش غضب .
2 - كمك و يارى جمعى كه غيبت كننده مىخواهد از آن حمايت كند و اهانت بر شخص مورد غيبت ، او را موهون مىسازد ، و قدرت طبيعى يا اعتبارى آن قوم سقوط مىنمايد .
3 - تصديق خبرى بدون تحقيق در راست و دروغ بودن آن 4 - تهمت زدن ، [ البته خود اين انگيزهء ( تهمت ) بطور مستقيم يا غير مستقيم معلول علتى است كه اثر كوبيدن و تحقير شخصيت مورد تهمت مىباشد . ] 5 - بدگمانى ، اين انگيزه هم ممكن است ناشى از عواملى بوده باشد ، مانند صدور سخنان يا بروز رفتار ابهامانگيز كه مىتوانند دلالت بر خطا و لغزش داشته باشند .
6 - حسد ، اين پديده از رايجترين انگيزههاى غيبت و اهانت بر انسانها است .
اين پديدهء پليد موقعى بوجود مىآيد كه شخصى داراى امتيازات جبرى باشد مانند زيبائى ، قدرت انديشه ، اراده ، و ديگر مزايا و يا داراى امتيازات اختيارى ، مانند علم و معرفت و مقام و ديگر مزايايى كه با كوشش و تلاش بدست مىآيند .
7 - استهزاء و به مسخره گرفتن كه بنوبت خود مىتواند معلول عللى باشد .
8 - تعجب يعنى شگفتزده شدن و وادار ساختن به شگفتزدگى اين انگيزه هم بسيار رائج است ، مخصوصا در موقعى كه اهانت كننده مىخواهد ابراز اطلاع نمايد و خود را شخصى آگاه و هشيار قلمداد كند . بعلاوهء اين كه عده اى در زندگى خود ، وادار كردن مردم به شگفتى را هنر بزرگى براى خود مىدانند ، تا جائى كه بعضى از صاحبنظران دوران معاصر معتقدند كه عظمت يك اثر هنرى باينست كه چه اندازه شگفتى مردم را به خود جلب مىكند .
9 - دلتنگى يا بد خُلْقى ، عده اى هستند كه با بروز اين حالات روانى ، به گمان اين كه در بارهء مردم بدگويى كنند ، وضع روانىشان به اعتدال خود بر مىگردد ، به اين وسيلهء پليد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٤