وارسته اى كه داخل در گروه مىشود ) مىگردد : علت يكم : برداشته شدن مزاحم از سر راه خودكامگيها و هوسرانىها و تمتع از لذائذ دنيا . گاهى شدت تزاحم بحديست كه تفاهم در ميان طرفين به كلى امكان ناپذير مىگردد ، و رفع مزاحمت با خشونت ، مانند تبعيد و غير ذلك صورت مىگيرد .
علَّت دوم : بدست آوردن تصديق و پذيرش آنچه كه دنيا پرستان در آن غوطه ورند .
اين علت بسيار حساستر و با عظمتتر از علت يكم است ، زيرا مجرد داخل شدن عملى در يك گروه و شركت در آرمانها و اعمال آن گوياى وضع ذهنى و روانى كسى كه داخل در گروه شده است نمىنمايد ، بلكه همين مقدار مشاهده مىشود كه شخص مفروض از نظر عينى خارجى با گروه خاصّى ارتباط عملى برقرار نموده است . اما اين كه حقيقت اين ارتباط چيست و انگيزههاى آن كدام است ، از آن ارتباط مفهوم نمىشود در صورتى كه تصديق و پذيرش يك عقيده يا رفتار ، مبانى آن را تحكيم نموده و براى آن منطقى هم مىسازد .
علت سوم : احساس هم جنسى است كه بمقتضاى ألسّنخيّة علَّة الانضمام ( هم سنخ بودن موجب اتصال به هم مىباشد . محبوبيت را به وجود مىآورد -
نوريان مر نوريان را جاذبند
ناريان مر ناريان را طالبند
كند همجنس با همجنس پرواز
كبوتر با كبوتر باز با باز