19 ، 27 - أما رأيتم الَّذين يأملون بعيدا و يبنون مشيدا و يجمعون كثيرا كيف أصحبت بيوتهم قبورا ، و ما جمعوا يورا ، و صارت أموالهم للوارثين ، و أزواجهم لقوم آخرين ، لا فى حسنة يزيدون ، و لا من سيّئة يستعتبون ( آيا نديد كسانى را كه آرزوهاى دور و دراز بر سر داشتند و كاخهاى محكم مىساختند و اموال فراوان جمع مىكردند ، چگونه خانههاى آنان مبدل به گورها گشت و اندوخته هايشان نابود شد ، اموالشان به وارثانشان منتقل و زنهايشان را مردانى ديگر گرفتند . آنان نه بر كارهاى [ يا پاداش ] نيكو افزودند و نه از خطا و معصيت معذرت خواستند . )
با سپرى شدن ساليان عمر ، كاخهاى سر به فلك افراشته تبديل به تلّ خاك و خانهها مبدل به گور مىگردد و اموال از آن وارثان و زنها از آن ديگران مىشود .
با اين كه در مجلد دهم ابيات معروف خاقانى را در بارهء ايوان كسرى در مدائن از ص 38 تا ص 42 آوردهايم ، و كسانى كه آن مجلد را داشته باشند ، مىتوانند مراجعه كنند و براى كسانى كه آن مجلد را ندارند چند بيت ذيل را بعنوان نمونه مىآوريم . و به نظر مىرسد اين ابيات خاقانى همان گونه كه از دل او برآمده ، در طول چند قرن در دل همهء هشياران در ميان نشسته است :
هان اى دل عبرت از ديده نظر كن هان
ايوان مدائن را آيينهء عبرت دان
يك ره ز ره دجله منزل به مدائن كن
وز ديده دوم دجله بر خاك مدائن ران
خود دجله چنان گريد صد دجلهء خون گويى
كز گرمى خونابش آتش چكد از مژگان