دو دل بودند ، ولى كسانى هم بودند كه تشجيعشان نموده و دليرشان مىكردند ! به ويژه آقاى سيد عبداللَّه بلادى بوشهرى از همه بيشتر مشوق بودند ؛ و اصرار داشتند كه اين كتاب به هر نحوى شده به پايان برسد ؛ تا اين كه در سال 1324 ه . آقاى مؤلف شبى در رؤيا ديد : كه اوراق قرآن در بيابان نجف پراكنده و زير پا مانده است و جمع اين اوراق را لازم و واجب دانسته و كسى را هم پيدا نمىكند كه مددكار بشود ، گاهى ورقى را برداشته و نگاه مىكند كه خيلى قشنگ و مذهب شده است و داراى خطوط نسخ خيلى عالى مىباشد و گاهى از تنهايى خود تأسف مىخورند كه جمعآورى اين همه اوراق ، به تنهايى مقدور نيست نه پاى رفتار دارد و نه تواناى كردار ! در اين ميان مىبيند از طرف « كوفه » سيدى شتابان آمده و مىفرمايد : سيد محمد على ! بيا با هم اين اوراق را جمع كنيم و نگذاريم زير پا بماند .
سيد عالى مقام ، مؤلف الهيئة و الاسلام از ديدار آن سيد بزرگوار خيلى خرسند شده و با هم مشغول جمعآورى مىشوند و در حال جمعآورى اوراق ، از خواب بيدار شده و اين خواب را به آقاى سيد عبداللَّه مزبور نقل مىفرمايد و ايشان چنين تعبير مىكند : اوراق قرآن را جمعآورى نمودن تأليف همين كتاب است كه مشغول هستيد و مدد غيبى از انفاس قدسيهء پيشوايان دين در تأليف اين كتاب نسبت به شما خواهد شد . اين خواب و اين تعبير ، مؤلف محترم را به تأليف تشجيع نموده و به انجام آن قيام نمود و گوى سبقت از همگنان خود ربود و به عزت دين و طراوت قرآن مبين و شرف مسلمانان افزود و چاپ اول متن عربى آن در سال 1328 ه . ( 1909 م . ) در « بغداد » چاپ و نشر شد .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 502
مساهمون: خسرو شاهى
ص٥٠٢