تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
گروه متخاصم در مرز زندگى و مرگ در رويارويى يكديگر و فساد و افساد عضو تباه شده در پيكر ، كاملا روشن است . 1 - اين كه دو گروه از انسانها شمشير بدست به ميدان كارزار كشيده شده و هر يك از آن دو ، نابودى ديگرى را مىخواهد ، لازمه اش اينست كه هر يك از آن دو گروه با اندك مسامحه اى خود را محكوم به نابودى مىنمايد . پس آنچه كه ضرورى و اولى است ، آن تفاهم و تعاون ميان افراد انسانى است كه از كشيده شدن آنان به ميدان جنگ و كشتار جلوگيرى كند ، و در آن صورت كه آن تفاهم و تعاون نتوانست كارى انجام بدهد و تمايلات هوسبازانه و خودپرستى و خود كامگىها آنها را شمشير بدست روياروى هم قرار داد ، و هيچگونه راهى براى صلح و سازش و متاركه جنگ باقى نماند ، بديهى است كه چاره اى جز گلاويز شدن جدى دو طرف باقى نخواهد ماند . و در آن صورت كه جنگ يكى از دو طرف با ديگرى بر مبناى حق باشد نه بر مبناى هوى و هوس و خود پرستى و خود كامگى ، قطعى است كه از نظر او وارد كردن زخم بر بدن دشمن يا كشتن وى ، درست مانند عمل جراحى است كه در آن به حدّ اقل قناعت مىشود . 2 - بايد ديد علت اساسى تجويز كشتن يك يا چند نفر انسان ، چه به عنوان محارب در جامعهء اسلامى ، يا در ميدانهاى جنگ چيست علت حقيقى همان است كه در عنوان مبحث گفتيم : موقعى كه عضوى از پيكر انسانى چنان فاسد شود كه نه تنها موجب افساد ديگر اعضاى آن پيكر گردد ، بلكه تباهى خود آن عضو با مجموع اعضاى ديگرش را نيز نتيجه داد ، نبايد در ريشه كن كردن آن ، هيچگونه مسامحه اى روا داشت ، زيرا اين مسامحه چه ناشى از ترحم و مهر و محبت باشد و چه معلول بىتوجهى به اهميت حياتى قضيه ، موجب از ارزش افتادن و تباهى ديگر اعضاى پيكر جامعه خواهد گشت . 11 ، 18 - و رأيتكم فلا تميلوها و لا تخلَّوها ، و لا تجعلوها إلَّا بأيدى شجعانكم و المانعين الذّمار منكم ، فأنّ الصابرين على نزول الحقائق هم الَّذين يحفّون براياتهم ، و يكتنفونها حفافيها ، و ورائها و أمامها ، لا يتأخّرون عنها فيسلموها و لا يتقدّمون عليها فيفردوها
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 56 | محمد تقي جعفري