تفسير عمومى خطبهء صد و بيست و چهارم
2 ، 10 - فقدّموا الدّارع ، و أخّروا الحاسر ، و عضوّا على الأضراس ، فأنّه انبى للسّيوف عن الهام ، و التووا فى أطراف الرّماح فأنّه أمور للأسنّة ، و غضّوا الأبصار فأنّه أربط للجأش ، و أسكن للقلوب ، و أميتوا الأصوات فأنّه أطرد للفشل ( در صف آرايى و حمله بر دشمن ) ( زره پوش را بر بىزره مقدم بداريد و دندانها بر هم بفشاريد ، زيرا اين حالت بهتر مىتواند شمشير را از فرق سر برگرداند و در موقع وارد كردن نيزهها بر بدن دشمن ، به پيچد ، زيرا اين حركت و پيچيدن ، زخم را كارىتر و شكاف را عميقتر مىسازد . و پلك چشمها را روى هم بگذاريد ( بهم نزديك كنيد ) زيرا اين حالت دلها را محكمتر و آرامتر مىنمايد ، صداها را بخوابانيد ، زيرا بهترين عامل براى بر طرف ساختن زبونى و شكست ، بىسر و صدا بودن در ميدان كارزار است .
موقعى كه عضوى از پيكر انسانى چنان فاسد شد كه نه تنها موجب افساد ديگر اعضاى آن پيكر گشت ، بلكه تباهى خود آن عضو با مجموع اعضاى ديگرش را نيز نتيجه داد ، نبايد در ريشه كن كردن آن هيچگونه مسامحه اى روا داشت .
اين مبحث را براى آن مطرح كرديم كه ممكن است بعضى اشخاص چنين تصور كنند كه اين توصيه بر خشونت در ميدان كارزار و اين دستور بر صلابت و بيرحمى در كشتار ، با آن دل پر عاطفه و مهر امير المؤمنين عليه السلام چگونه سازگار مىباشد پاسخ اين سؤال با نظر دقيق به علت بوجود آمدن جنگ و قرار گرفتن دو