مىآورد سلب مىكرد ، و همچنين اگر شخصيت انسانى بقدرى اسرار آميز در كارهاى اختيارى كار مىكرد كه كشف اختيارى يا اجبارى يا اضطرارى يا اكراهى و يا عادى بودن آن امكان پذير نبود ، اين همه محاكمهها و فعاليتهاى علمى و عميق در راه روشن ساختن وضع متهمان بجايى نمىرسيد ، با اين كه مىبينيم كارشناسان جرم و جنايت بازپرسان و قضات ، اغلب با اطمينان نزديك به يقين واقعيت را روشن مىسازند و كار قضائى خود را انجام مىدهند .
براى كشف علمى كارهاى اختيارى از اين راه كه ما در اين مبحث مطرح مىنماييم بهره بردارىهاى بسيار فراوان شده و هم اكنون هم رايج است و تا شخصيت انسانى و منشها و هدف گيريها و انگيزگى عواملى كه شخصيتها را تحت تأثير قرار مىدهند به همين منوال باشد كه در انسانها مىبينيم همين جريان اكتشافى ادامه خواهد يافت . اين اصل چنين است كه اگر يك انسان در حال اعتدال مغزى و روانى باشد و نخواهد با مقاومت شديد و توسل به لجاجتهاى تند و غير معمولى مسير شخصيت خود را در هدف گيريها و تأثر پذيرى آن را در مقابل انگيزهها مخفى بدارد ، هم خود او در كارهاى اختيارى كه انجام مىدهد با اطلاع از گذرگاهى كه بسوى كار اختيارى انتخاب عبور مىكند و هم كسانى كه بخواهند موقعيت روانى او را براى شناخت كارى كه با اختيار انجام خواهد داد ، به خوبى مىتوانند بدست بياورند .
با اين مباحث كه تاكنون مطرح كرديم ، ثابت شد كه تفكيك حقايق ارزشى از علوم ، تضعيف علوم و اهانت نابخشودنى به آنهاست ، نه جدا كردن ارزشها از علوم و تحقير آنها .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٤٢