ماست . همان گونه كه استعدادها و قابليتهاى ما را از عدم به وجود آوردى ، همان گونه مىتوانى خطاها و انحرافاتى را كه در به كار انداختن آنها مرتكب شدهايم و همهء آنها را با علم ربوبى خود مىدانى و در نامهء اعمال زندگى ما هم ثبت شده است ، تغيير بدهى و اصلاح فرمايى .
اى خداى پاك و بى انباز و يار
دستگير و جرم ما را در گذار
ياد ده ما را سخنهاى رقيق
كه ترا رحم آورد آن اى رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمنى از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن
مصلحى تو اى تو سلطان سخن
كيميا دارى كه تبديلش كنى
گر چه جوى خون بود نيلش كنى
اين چنين مينياگريها كارتست
وين چنين اكسيرها ز اسرار تست
11 ، 14 - و نؤمن به إيمان من عاين الغيوب ، و وقف على الموعود إيمانا نفى إخلاصه الشّرك ، و يقينه الشّكّ ( و ايمان به او مىآوريم ايمان كسى كه غيبها را ديده ، و به آنچه وعده شده آگاه گشته است ، ايمانى كه اخلاصش شرك را نفى نمايد و يقينش شك را )
ايمانى به خدا بياوريم كه مانند ايمان غيب ديدگان باشد و پاك از شرك و شك .
عظمت و ارزش ايمان بستگى به آن حقيقتى دارد كه منشأ بوجود آمدن ايمان است .
خداوند در بارهء آن اعراب كه مىگفتند ما ايمان آورديم ، به پيامبرش فرمود : به آنان بگو ، شما اسلام آوردهايد و هنوز ايمان در دلهاى شما نفوذ نكرده است - * ( قالَتِ الأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ) * ( 1 )
هامش
( 1 ) الحجرات آيه 14 .