تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
مبنا و ملاك حيات قرار مىدهد ] لذا خودكامگان قدرتمند و هميشه مستان خرد و وجدان سوخته ، از هر وسيله اى كه امكان داشت از كلاسهاى دانشگاهها و استنتاجات تصنعى آزمايشگاهها گرفته تا كتابها و فيلمها و ديگر ابزار انتقال مطالب ، براى تلقين ضرورت و شايستگى مذهب و اخلاق بهره‌ها گرفتند كه اگر يك هزارم آن تكاپوها را در راه تلقين برادرى و تعاون و هماهنگى و اتحاد انسانها با يكديگر در سايهء اصول عاليهء مشترك مذهب و اخلاق به كار مىانداختند ، امروز ، نه يك گرسنه اى داشتيم و نه يك برهنه اى ، و نه يك بيمارى روانى و بيماريهاى خطرناك نو ظهور . و نه يك روح گرسنهء معرفت . اگر بجاى تلقين اين كه تو اى حيوان ، در هر فكر و بيان و كارى كه ميكنى و عقيده اى كه انتخاب ميكنى آزادى اين اصل را تلقين و موضوع تعليم و تربيت قرار مىدادند كه اى انسان ، همان گونه كه بعد جسمانى تو پروردهء قوانينى مخصوص در عرصهء طبيعت است و كمترين تخلف از آنها بعد جسمانى ترا مختل مىسازد ، بعد روانى و روحانى تو نيز بايد از اصول و قوانينى مخصوص كه بالاتر از جبر نا آگاه فعاليتهاى عرصهء طبيعت محض است ، تبعيت نمايد ، و چنان كه نمىتوانى بگويى : تقيد به قوانين مخصوص در عرصهء طبيعت براى نظم منطقى بعد جسمانى ، مخالف رهايى و آزادى من است ، همچنان نمىتوانى اصول و قوانين بعد روانى و روحانى را بدان دليل كه مخالف رهايى و آزادى به معناى بى بندوباريست ، زير پا بگذارى . ولى متأسفانه بجاى ترويج و اشاعهء جدى تلقين و تعليم و تربيت مزبور ، همهء رسانه‌ها و وسايل انتقال فرهنگها و خبرها و همهء اعمال سياسى و اقتصادى و حقوقى جامد [ كه فقط مىگويد كلاه ديگرى را غارت مكن كه يا كلاهت به غارت خواهد رفت و يا كيفرى ديگر در انتظار تو است و بس ] داد و فريادهايى در دفاع از آزادى و حريت را با الفاظ زيبا و اصلاحات فريبندهء ساده لوحان به راه انداختند تا آنجا كه گفتند : هر كس كه مخالف اين رهايى و آزادى و حريت است ، او مخالف تمدن و مبارز با پيشرفت انسانها است . در صورتى كه نه علم و نه تمدن و نه هيچ وسيلهء تكاملى چنان وضعى را كه متذكر شديم توصيه نمىكنند . بلكه واقعيت كاملا آشكار است كه در نتيجهء واگذار شدن انسان به حال خود و قطع رابطه و تاثر از هر گونه اصول عاليهء مذهبى و اخلاقى كه از وى بوجود آمده است ، انحرافات و تيره روزىها و نكبتهاى خانمانسوزيست كه امروزه دامنگير