تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
كه در نتيجهء ارتكاب زشتىها دامنگير انسان مىگردد . اين نوع بلاها نتايج كردارهاى ناشايست است كه نه تنها داراى مزيتى نيست بلكه عذابهايى است كه جنبهء كيفرى هم دارد . 6 - و نستعينه على هذه النّفوس البطاء عمّا أمرت به ، السّراع إلى ما نهيت عنه ( كمك از او مىخواهيم براى [ اصلاح ] اين نفسها كند رو در جايى كه دستور به سرعت داده شده است و شتابنده بسوى آنچه كه از آن نهى شده است . )

از مختصات ضرورى انسانى كه خود را از هر اصل و قانون توجيه كننده بسوى خيرات رها مىبيند اينست كه ، از بيم حركت به سوى كمال زمين گير مىشود و براى حركت بسوى شر و تبهكارى شتاب برقآسا مىنمايد

كلمات و سطور صفحات تاريخ بشرى تعريفى بسيار با اهميت در بارهء انسان را در مقابل ساير تعريفاتى كه فلاسفه و دانشمندان علوم انسانى آورده‌اند ، بدين قرار بيان مىكند : انسان ، حيوانيست كه اگر به حال خود گذاشته شود ، نه تنها بسوى شايستگىهاى كمالى حركت نمىكند ، بلكه عوامل حركت مزبور را كه در درون او بوديعت نهاده شده است مانند خرد و وجدان و مخصوصا عامل اشتياق بكمال را از فعاليت باز مىدارد و همهء نيروهاى خود را در محور « خود هدفى » به فعاليت در مىآورد و آرمانى جز سرعت بخشيدن به استهلاك نيروهاى خود در همان محور نمىشناسد . ما در طول دو قرن نوزدهم و بيستم شاهد كوششهاى بسيار فراوان و جدى مغزى و عضلانى انسانهايى بوده‌ايم كه يا از روى هوا پرستى و يا سودجويى و يا بى اطلاعى و يا به جهت تأثر از قدرتمندان خودمحور براى رها ساختن انسان از هر گونه اصول عاليهء مذهبى و اخلاقى در شئون زندگى صرف نموده‌اند ، صورت گرفته است و بدانجهت كه احساس رهايى از هر گونه اصل و عامل بازدارنده از زشتىها و وقاحتها ، ميدان را براى دو انگيزهء حيوانى محض ( لذت پرستى و نفع گرايى ) آماده مىسازد [ و بدانجهت كه هر دو انگيزه ، قدرت را