قرار گرفتن همهء آنها در جاذبهء روح كلى الهى است ، چنان كه در روايتى از ابو بصير از امام صادق عليه السلام آمده است : المؤمن أخو المؤمن كالجسد الواحد إذا اشتكى شيئا منه وجد ألم ذلك فى سائر جسده و أرواحهما من روح واحد و إنّ روح المؤمن لأشدّ اتّصالا بروح اللَّه من اتّصال شعاع الشّمس بها ( 1 ) ( مؤمن برادر مؤمن است مانند يك پيكر كه اگر از يك عضو ناله اى داشته باشد درد آن را در ديگر اعضاى جسد در مىيابد و ارواح آنان از يك روح است . و قطعى است كه روح مؤمن به روح الهى متصلتر است از شعاع خورشيد به خورشيد ) 25 ، 32 - مره العيون من البكاء ، خمص البطون من الصّيام ، ذبل الشّفاه من الدّعاء ، صفر الألوان من السّهر ، على وجوههم غبرة الخاشعين . أولئك إخوانى الذّاهبون . فحقّ لنا أن نظمأ إليهم ، و نعضّ الأيدى على فراقهم ( آنان مردمانى بودند كه از گريه از خوف خدا اثرى در چشمانشان بود و از زيادى روزه لاغرى در شكمهايشان . و از اشتغال دائمى به دعا داراى لبانى خشك . و از شب بيداريهاى طولانى صورتى با رنگ زرد بر صورتهاى آن مردان بزرگ غبار خضوع كنندگان . آنان بودند برادران من كه ديده از اين جهان بربستند . پس براى ما حق است كه تشنهء ديدار آنان باشيم و از حسرت دمسازى با آنان دستها با دندان بگزيم ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨١
در اين مسئلهء بسيار حساس بايد با دقت بيشترى به بررسى و تحقيق پرداخت
هامش
( 1 ) الاصول من الكافى ج 2 ص 164 محمد بن يعقوب الكليني