بىغرض و حقيقت جو اثبات شده است خاندان عصمت درهاى حكم و معرفت و حكمت الهى هستند . آنان امور مزبور را سينه به سينه با كمال خلوص و تادب به آداب اللَّه و تخلق به اخلاق اللَّه ، از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم گرفتهاند .
و خود پيامبر اكرم يا بوسيلهء وحى آنها را بطور مستقيم از خدا دريافته است و يا به جهت تهذب نهائى كه براى او ممكن بود ، انعكاس آن امور را در درون مبارك خود دريافته بود . احكام و معارف و حكمى كه مغزهاى معمولى بشرى بدست مىآورند هر اندازه هم كه عالى و عميق باشند ، از جهاتى محدود و وابسته به تقليد و اصول پيش ساخته مىباشند كه توانائى روشنگرى مغزها و ارواح بشرى را ندارند بلكه اگر خود آنان هم بتوانند از جاذبيت محصولات مغزى خودشان رها شوند و آن احكام و معارف و حكم را كه با دو عامل « بازيگرى و تماشاگرى » اندوختهاند ، مورد بررسى و تحقيق قرار بدهند ، تاريكىهاى درون خود را در آن امور مىبينند و اگر درونشان از يك روشنائى ناشى از خلوص و صفا بهره اى داشته باشد ، توجه به محدوديت و وابستگى معلومات به تقليد و اصول پيش ساخته ، آن روشنائى را از تاثير مىاندازد و آن آرامش نهائى كه مطلوب هر صاحبنظر عميق است حاصل نمىگردد . شايد بدين جهت است كه گفته شده است : « فلاسفه و حكماء و ديگر متفكران در واقعيات عالم هستى مانند آن بنايان هستند كه همهء مردم را به ورود به ساختمانى كه با تفكرات خود ساختهاند دعوت و تحريك مىكنند ، ولى خود از ورود به آن ساختمان امتناع مىورزند » يكى از فضلاء در تاييد اين مطلب به اين جانب گفت كه : در يكى از نوشتههاى يكى از متفكران ديده بود كه نوشته است : يك چيز حقيقت دارد و آن اينست كه من منسوب به مكتبى كه خود بنيانگذار آن هستم نمىباشم يعنى مثلا يكى از پيروان سر سخت هگل نوشته است چيزى كه حقيقت دارد اينست كه « من هگليانيست نيستم » مثلا اين كه ماركس بگويد : « چيزى كه حقيقت دارد اينست كه من ماركسيست نيستم » اين كه امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : « ابواب حكم در نزد ما اهل بيت است و مائيم كه روشنگر واقعيات هستيم » براى كسى كه از مكتبها و سيستمهاى فكرى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٦