مىتوان به نعمت عظماى شناخت و دريافت حقيقى خداوندى نائل ساخت پاسخ اين سؤال قطعا منفى نيست اگر چه وقتى كه پاسخ مثبت بدهيم حتما بايد توضيحى در كميت و كيفيت اين پاسخ مثبت داشته باشيم . اگر زمامداران و سياستمداران دنيا موافقت كنند كه خدا شناسى بطور جدى در مسائل تعليم و تربيتى گنجانده شود و باضافهء تعليمات و تربيتهاى مفيد در بارهء موضوع مزبور ، اصول اخلاق والاى انسانى كه مورد قبول همهء اديان الهى و انسانشناسان است در عمل وارد ميدان زندگى بشر گردد نه تنها مشكلات و دردهاى بيدرمان بشر حل و چاره جوئى مىشود ، بلكه آن اندازه از مردم موفق به خدا شناسى و خدايابى مىگردند كه تاريخ بسيار پر سرو صدا و بىاساس انسانى را از ورشكست شدن نجات بدهد . اينست نتيجهء قضيه مشروطى كه عنوان بحث ما در اين مورد است . بنا بر اين ، قضيه به اين صورت در مىآيد كه - « اگر بشر خدا را بشناسد و دريابد با تغييرى كه در زندگانى او بوجود مىآيد ، خود را و تاريخش را از شكست نجات مىدهد . » البته همهء ما مىدانيم كه شكست تاريخ بشرى را از ديدگاه آرمانهاى والاى انسانى ، هرگز براى هابسها و چنگيزها و ماكياولىها نمىتوان قابل درك ساخت ، زيرا براى اين گونه اشخاص ، تاريخ يعنى خود طبيعى حيوانى آنان آرمانهاى والاى انسانى يعنى خواستههاى آنان كمال و رشد ، يعنى پيروزى مطلق آنان در ميدان تنازع در بقاء .
سپس امير المؤمنين عليه السلام دستور به عبرت گيرى از جانشين شدن مردم زنده بجاى گذشتگان و از بريده شدن از نزديكترين برادران مىفرمايد . و اين اصل در مواردى از مجلدات پيشين بحث شده است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٥