تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
توجهى به دنيا و قوانين جاويد در آن نمىكند ، تا زوال و فناى آن را در نظر بگيرد و در صيانت تكامل ذات خود قدم بردارد . حتى گاهى كار اين « خود ستيز » به جائى مىرسد كه از احساس زوال و فناى دنيا بجاى انديشه در ما بعد آن ، حماقت و جنون خانمانسوزترى به خود مىگيرد و مىگويد : حال كه چنين است ، پس دم را غنيمت بشمار و سر خوش باش بدين علت است كه مولاى متقيان اين همه اصرار به معرفى دنيا و مختصات آن مىفرمايد . 2 - دنيا جايگاه مشقت و رنج است . و بايد بدانيم كه دست به ناهشيارى زدن و احساس و تعقل را از كار انداختن هرگز پاسخگوى ناگواريها و رنجهاى زندگى نيست . شما يك نفر در اين دنيا پيدا كنيد كه دچار بيمارى بىاحساسى و بىفكرى نباشد و با مغز و روان كاملا معتدل زندگى كند ، و يك روز تمام از آغاز بامداد تا ورود شبانگاه با كمال بيدارى و هشيارى ، مبتلاء به مشقت و رنجى نشود ، اگر براى آدمى هيچ زحمت و ناگوارى وجود نداشته باشد جز رنج اين كه قواى او تدريجا به سقوط مىرود ، دشمنانى در صدد وارد كردن آسيب بر او كمين گرفته‌اند . تندرستى از هيچ عاملى نه تنها براى ابد ، بلكه حتى براى ساليانى نسبتا طولانى تضمين نشده است . . . و احتمال ده‌ها بلكه صدها امثال اين عوامل ، كافى است كه مانع احساس خوشى وى باشد . 3 - دنيا جايگاه دگرگونىها است . حوادثى كه در دنيا رخ مىدهد ، از دو منطقه اى سرازير مىگردد كه عوامل بوجود آورندهء حوادث در آن دو ، به حركت دائمى و نامحدود و غير قابل پيش بينى پيوسته است . اين سه جهت ( نامحدوديت و غير قابل پيش بينى بودن و دوام حركت در آن عوامل ) ارتباط انسان را با دنيا در نظام ( سيستم ) باز قرار مىدهد و موجب مىشود كه آدمى يقين كند :
نداند بجز ذات پروردگار كه فردا چه بازى كند روزگار
4 - دنيا جايگاه عبرت گيرىها است . خداوند سبحان با سه عامل بسيار مهم انسان را از نعمت عظماى عبرت گيرى برخوردار فرموده است : الف حافظه يا قدرت كتابت و ثبت رويدادها و قوانين . ب - جريان نظم در عالم هستى كه منشأ انتزاع قوانين در ذهن بشرى مىباشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 152 | محمد تقي جعفري