تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اسد اللَّه و اسد رسوله اين دو اضافه اثبات مىكند كه شجاعت امير المؤمنين عليه السلام فقط يك قدرت طبيعى محض نيست كه بر سر ضعفا فرود مىآيد و آنان را از ميدان زندگى بيرون مىكند و عرصه را براى تاخت و تاز قوى آماده مىسازد . و يقينى است كه امير المؤمنين عليه السلام نه در صدد تحصيل چنان قدرتى بود و نه اجراى چنان قدرتى را به صلاح بشر مىدانست . قدرت و شجاعت و همت امير المؤمنين عليه السلام همان گونه كه از گفتارش و كردارش بر مىآيد ، وابسته به قدرت و ادارهء خداوندى بود - شير خدا ، ( شير ربانى ) و به همين جهت است كه هيچ گونه تزاحم و تضادى با لطف و رحمت و محبت و داد على در عاليترين درجه نداشت -
على عالى اعلى كه ز بيم سخطش روح از كالبد عالم امكان خيزد گر به خارى نگرد يك نظر از رحمت خويش از بن خار دو صد روضهء رضوان خيزد
جدا قمى در بيت سوم مىگويد :
عاقبت بينى مكن تا عاقبت بينى شوى تا چو شير حق شوى اندر شجاعت لا فتى
منظورش از نهى از عاقبت بينى ، آينده نگرى معقول نيست ، زيرا آينده نگرى با اين هدف كه انسان مقدمات حركت در مسير خيرات و اجتناب از ورود به پرتگاه شرور را كه نهالهاى آنها امروز كاشته مىشود و در آينده به بار مىنشيند ، بداند تا براى تنظيم موقعيت خود با آنچه كه پيش خواهد آمد ، آماده شود . و اين معنى غير از ادعاى علم و قدرت است در بارهء هر آنچه كه پيش خواهد آمد ، زيرا چنين علم و قدرتى در اختيار هيچ كس جز خداوند سبحان و كسانى كه خدا درهاى آينده را بر روى آنان بگشايد نيست . بنا بر اين ، آدمى براى اين كه با نور الهى آينده بين باشد ، ضرورى است كه از تكيه به خود و معلومات و حدس و استنباطهاى ناقص خويش خوددارى نمايد . اين همان عاقبت بينى است كه شير حق و شايستهء بر حق لا فتى الا على از آن برخوردار