جلال الدين مولوى در ابيات فوق ، لقب اسد الله ( شير خدا ) را كه فراوان نقل شده است براى امير المؤمنين عليه السلام مطرح نموده است ( 1 ) اين لقب كه هم به حمزة بن عبد المطلب عموى رسول خدا و هم در بارهء امير المؤمنين عليهم السلام جميعا آمده است . بدانجهت است كه شير در ميان همهء جانداران به شجاعت و همت بلند و شكست ناپذيرى در برابر هر دشمن حمله كننده ، معروف است ، و اين صفات در همهء ادبيات دنيا اعم از شرق و غرب و قديم و جديد به شير نسبت داده شده است و در بارهء هر كس كه كلمهء شير را در بارهء او به كار مىبرند ، مفهوم درندگى حيوانى را از او حذف ، و آن صفات را منظور مىدارند كه كشف از قدرت آميخته با عظمت مىنمايد . همهء ما مىدانيم كه شجاعت و سلحشورى على ابن ابي طالب عليه السلام سر آمد همهء شجاعتها و سلحشورىها بوده است كه تاريخ بشرى به خود ديده است . از طرف ديگر كلمهء اسد براى امير المؤمنين عليه السلام همواره با مضاف اليه كه لفظ جلاله اللَّه است به كار رفته است ( اسد اللَّه ) و گاهى هم لفظ رسوله ( اسد رسوله ) مضاف اليه اسد به كار مىرود
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٤
و -
دريغ پرده هستى خداى بر كندى
چنان كه آن در خيبر على حيدر كند
ز -
اكنون بزند گردن غمهاى جهان را
كاقبال تو چون حيدر كرار بر آمد
ح -
گفت پيغمبر على را كاى على
شير حقى پهلوانى پر دلى
رستم و حمزه فكنده تيغ و اسپر پيش او
او چو حيدر گردن هشام واروق مىزند
ار على ميراث دار ذو الفقار
بازى شير خدا هستت بيار
گر فسونى ياد دارى از مسيح
كو لب و دندان عيسى اى قبيح
كشتيى سازى ز توزيع و فتوح
كو يكى ملاح كشتى همچو نوح
بت شكستى گيرم ابراهيم وار
كوبت تن را فدا كردن بنار
هامش
( 1 ) در ابيات معروف خويى كه با اين بيت شروع مىشود :ها علىّ بشر كيف بشر
ربّه فيه تجلَّى و ظهر
أسد اللَّه إذا جال و صاح
أبو الأيتام إذا جاد و بر