بشرى است . تصوّر خالق هستى كه فوق هستى است در شكل موجوداتى محسوس و پرستش آن بنام بت ، بوجود آوردن سدّى غير قابل نفوذ براى عقل و انديشه و فعّاليّتهاى قلبى است كه ساقط كننده ترين خسارتها است . انبياء مردم را به عبادت خداوندى تحريك و تشويق فرمودهاند ، تا با شناخت و تكيه به علم بىنهايت خداوندى از علوم و معارف بيحدّ و كران برخوردار شوند و با شناخت و تكيه به قدرت بينهايت ربّانى ، از بيمارى زبونى در پيش برد مقاصد مفيد و ضرورى خود نجات پيدا كنند . و با درك و دريافت فروغ جمال و عظمت جلالش ، در مسير كمال قرار بگيرند . . . ط - دور كردن مردم از اطاعت شيطان و فرا خواندن آنان به عبادت خداوند رحمان .
ى - وصول بندگان خدا به معرفت در بارهء پروردگارشان . درست است كه عقل و وجدان بشرى با پاك ماندن فطرت ، راهنمايان شايسته اى براى ارائهء طريق به مبدء و معاد و معنىدار بودن زندگى آدمى مىباشند ، ولى بدانجهت كه عوامل فراوانى [ اختيارى و غير اختيارى ] وجود دارند كه راهنمائىهاى عقل و وجدان را مختلّ و خنثى مىنمايند ، لذا خداوند متعال پيامبرانى را براى ابلاغ طرق كمال به انسانها برانگيخته و مردم را بوسيلهء آنان ارشاد فرموده است . و اساسىترين اصلى كه رسالت پيامبران متوجّه آن است زائل كردن جهل انسانها به خدا و تسهيل طرق معرفت بمقام شامخ ربوبى و اقرار به وجود او پس از انكار و ترديد در او . و اقرار بوجود خداوندى پس از انكارش . توضيح اين انگيزه چنين است كه مردم اگر در خداشناسى به حال خود گذاشته شوند ، با توصيفات و تشبيهات نابجا از راه صحيح منحرف ميشوند و از خداشناسى و خدايابى محروم مىگردند ، لذا يكى از اساسىترين انگيزههاى بعثت پيامبران عليهم السّلام حفظ مغز و روان مردم از كج فهمىها و احساسات خطاكارانه مىباشد . انگيزه هائى كه در شمارهء چهار آمده است ، در بررسى انگيزههاى قبلى مطرح شده است .
5 - نتيجهء بعثت
يك - أظهر به الشّرايع المجهولة ، و قمع به البدع المدخولة و بيّن