كن ، اينست فطرتى كه خداوند مردم را بر مبناى آن آفريده است ، براى خلقت خداوندى تغييرى نيست . ) براى بررسى بيشتر در بارهء فطرت ، رجوع فرمائيد به مجلَّد اوّل از همين ترجمه و تفسير از صفحهء 140 تا صفحهء 151 .
ب - به ياد آوردن نعمتهاى فراموش شدهء خداوندى ، حكمت اساسى شكر نعمتهاى خداوندى ، به ياد خدا بودن است و الَّا چنان كه خداوند متعال نيازى به عبادت بندگانش ندارد همچنين احتياجى به شكر نعمتهايش نيز ندارد . نيز توجه به اين كه حقائق مفيد عالم هستى در رابطه با انسان چه از نظر جنبهء مادّى و چه از جنبهء معنوى ، نعمتهاى خداوندى هستند ، امورى را موجب مىشود كه در رشد انسانى مؤثّر مىباشند . از آن جمله : 1 - قدردانى از آنچه كه مفيد است .
2 - كوشش براى مفيد ساختن اشياء كه جنبهء نعمت پيدا كنند .
3 - نشاط و انبساط روحى دائمى ناشى از اين كه انسان طرف توجّه خداوندى است كه براى او نعمتهائى را ارزانى داشته است .
4 - محاسبهء دقيق در بهره بردارى از همهء اشياء مفيد كه نعمتهاى خداوندى مىباشند و عدم اسراف در به كار بردن آنها و پرهيز جدّى از تباه ساختن آنها . امروزه در بعضى از كشورهاى قدرتمند و داراى ثروتهاى كلان براى حفظ قيمتها و بهره بردارى از عرضه و تقاضا موادّ معيشت ميليونها مردم را از بين مىبرند ، قطعى است كه نمىدانند آن موادّ نعمتهاى خداوندى است ، زيرا اصلا رابطه اى با خدا ندارند و اين جريان مخالف رسالت رسولان الهى است .
ج - احتجاج با دلائل روشن براى گرايش به دين الهى ، اگر كسى در دعاوى و دلائل پيامبران الهى به خوبى دقّت كند ، خواهد ديد در تاريخ بشرى هيچ ادّعائى به ضرورت و عظمت دعاوى پيامبران [ كه مىگويند : بشر بايد پاسخ از كجا آمدهام بكجا مىروم و براى چه آمدهام از ما كه با آفريدگار بشرى در ارتباط مستقيم مىباشيم ، دريافت نمايد ] و هيچ دلائلى براى اثبات دعاوى روشنتر از دلائل براى اثبات دعاوى انبياى عظام نيست . شرط احساس روشنائى آن دلائل همانست كه شرط احساس ضرورت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٧