تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
گر چه چون نشفش كند تو قادرى كش از ايشان واستانى و اخرى گر در آيد در عدم يا صد عدم چون بخوانيش او كند از سر قدم صد هزاران ضد ضد را مىكشد بازشان حكم تو بيرون مىكشد
اكنون دقّت كنيد ببينيد تفكَّر و نگرش علمى و فلسفى محض را چگونه با ذكر يا ربّ ( استمداد از خدا ) آبيارى مىنمايد -
از عدمها سوى هستى هر زمان هست يا ربّ كاروان در كاروان باز از هستى روان سوى عدم مىروند اين كاروانها دمبدم
تفكَّرات و فعّاليّتهاى عقل مستند به حواسّ و ديگر وسائل درك در عين ضرورت ، محدود و از نظر وصول به واقعيّات نسبى مىباشد . با اين كه اگر از خود عقل سؤال كنى كه آيا ما به آن چه كه تو بطور نسبى و محدود و تحت تأثير شرايط حكم ميكنى ، قانع باشيم يا بدنبال واقعيّت آن چنان كه هستند برويم اگر عقل سليم باشد قطعا خواهد گفت : بدنبال درك واقعيّات آن چنان كه هستند برويم . خود اين مسئله محصول يك نگرش تجربى علمى است ، و با اين حال از خدا استمداد نموده مىگوئيم :
اى خدا بنماى تو هر چيز را آن چنان كه هست در خدعه سرا عقل كاذب هست خود معكوس بين زندگى را مرگ پندارد يقين طعمه بنموده بماوان بوده شصت وانما هر چيز را آنسان كه هست
آرى ، هيچ چاره اى از نگرش علمى در اين دنيا ، در هر دو قلمرو انسان و جهان نداريم ، با اين حال ، اگر خودمان را فريب ندهيم همهء علوم ما ( جز علم حضورى يعنى خود هشيارى و دريافت خدا ) محصولى از قرار گرفتن عامل درك و واقعيّت درك شده تحت تأثير همديگر ، و از عوامل و شرايطى كه احاطه بر عوامل و وسائل درك و خواسته‌هاى درونى و هدفگيريهاى ما مىباشد ، پس ما چگونه مىتوانيم ادّعا كنيم كه ما با واقعيّتها در ارتباط هستيم -
چيست اين كوزه تن محصور ما و اندر آن آب حواس شور ما اى خداوند اين خم و كوزهء مرا در پذير از فضل اللَّه اشترى كوزه اى با پنج لوله پنج حس پاك دار اين آب را از هر نجس