تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
دست بدعا و نيايش بردارد و همينطور تعليم و تربيت صحيح يعنى كار و نيايش مستمرّ در پاسخ اين سؤال مىگوئيم : اين گونه بدآموزىها و بدفهمىها است كه بشريّت را در هر جامعه و هر دوره اى ، از انسانهاى صاحبنظر و رشد يافته مگر بسيار بسيار محدود ، محروم مىسازد ، نه خير . مقصود از استمداد از خدا ، آن نيست كه در سؤال طرح شده است ، بلكه مقصود اينست كه با وجود مشتركات فراوانى در افراد نوع انسانى ، تفاوتهاى بسيار زياد ميان افراد وجود دارد ، بطورى كه اگر بخواهيم تعليم و تربيت بحدّ نصاب برسد ، براى هر فردى يك معلَّم و مربّى لازم است . وقتى كه در برابر انسانى قرار بگيريم كه باضافهء مشتركاتى كه با ديگران دارد ، داراى مختصّاتى براى خود نيز مىباشد كه حتّى ممكن است ساليان متمادى با آن انسان زندگى كنيم ، ولى بهمهء مختّصات او پى نبريم ، قطعى است كه هيچ راهى براى اجراى تعليم و تربيت با در نظر گرفتن همهء ابعاد او ، جز استمداد از خدا نداريم . او است كه مىتواند دست ما را در تعليم و تربيت بندگانش بگيرد . آيا نماز خواندن ابن سينا براى حلّ مشكلات علمى كه ناتوانش ميكرد ، جز اينست كه در تعليم خويشتن از خدا استمداد مىنموده است آيا مولوى با آن مغز و روان تابناك و شگفت انگيزش نمىگويد :
اين قدر گفتيم باقى فكر كن فكر اگر جامد بود رو ذكر كن
كه خود آن ذكر موجب تموّج و فعّاليّت فكر مىگردد و حقائقى كشف مىشود -
ذكر آرد فكر را در اهتزاز ذكر را خورشيد اين افسرده ساز اين قدر گفتيم ليك اندر بسيج بىعنايات خدا هيچيم و هيچ بىعنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سياهستش ورق اى خدا اى قادر بىچند و چون واقفى بر حال بيرون و درون اى خدا اى فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچكس نبود روا اين قدر احسان تو بخشيده اى تا بدين بس عيب ما پوشيده اى قطرهء دانش كه بخشيدى ز پيش متّصل گردان به درياهاى خويش قطرهء علم است اندر جان من وارهانش از هوى و ز خاك تن پيش از آن كاين خاكها خسفش كند پيش از آن كاين بادها نشفش كند