اخلاص ، آن آبحياتى كه هر برگى از نهال شخصيّت متعلَّم و متربّى را مبدّل به ريشهء مولَّد مىسازد
هيچ عامل محرّكى براى رهروان مسير معرفت و علم مانند اخلاص معلَّم و مربّى نيست . نگاههاى يك مخلص در اجراى تعليم و تربيت ، كه روح پاك و دل مشتاق او را براى بثمر رساندن شخصيّت متعلَّمان و تربيت شدگان خود ، نشان مىدهد ، نه تنها كارهاى او را نتيجه بخشتر مىسازد ، بلكه هر يك مسألهء علمى و معرفتى كه به متعلَّم خود مطرح مىكند اگر چه در ظاهر مانند برگى از نهال درون آن متعلَّم مىرويد ، ولى در حقيقت همان برگ خود بريشههاى مولَّد ساقهها و شاخهها و شكوفهها و ميوه هائى بسيار مفيدى مبدّل مىگردد .
و همچنين هر يك عامل تربيتى را كه براى تربيت شدگان بوجود مىآورد ، آن عامل مبدّل به نيروهاى سازنده اى مىگردد كه وى را از درون ذات به گرديدنهاى تكاملى وادار مىسازد . بايد گفت : بطور كلَّى فقط انسان است كه مىتواند انسان بسازد و بس شايد اين رباعى را شنيده باشيد كه -
دل گفت مرا علم لدنّى هوس است
تعليمم كن اگر ترا دسترس است
گفتم كه الف ، گفت دگر هيچ مگوى
در خانه اگر كس است يك حرف بس است
اين يك حقيقت غير قابل انكار است كه شايد هر انسان آگاهى آن را در عمرش بارها تجربه كرده باشد ، كه بعضى از معلَّمان و مربّيان در زمانى نسبتا اندك و در مقدارى محدود از تعليم و تربيت ، انسانهاى بسيار با عظمتى را ساختهاند كه در تحوّلات تاريخى مؤثّر بودهاند ، اينان همان معلَّمان و مربّيان مخلص بودهاند كه با سوز دل و تشنگى شديد به كار تعليم و تربيت پرداختهاند و در اصطلاح ادبى معمولى ، آنان به متعلَّمان تربيت پذيران خود ، موى را با اخلاص نشان دادهاند ، ولى آن رهروان پيچش موى را هم فهميدهاند .
شرط سوم - ايمان معلَّم و مربّى به كارى كه انجام مىدهد
اگر چه شرط اخلاص از يك جهت شرط ايمان را هم در بر دارد ، با اين حال ،