تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
هستى كه حركت در آن حاكميّت دارد چيست اگر ناظر ، يك انسان آگاه و مشرف به جهان هستى [ و لو اجمالا ] است و براى حركت و جهان و انسان معنائى غير از خود محسوسات در گذر ، پذيرفته است ، قطعى است كه حركت با جلوه در هر دو نمود ( از نيستى به هستى و از هستى به نيستى ) براى او تفاوتى نمىكند ، چنان كه در دريافت هويّت و معناى يك چشمه سار ، آبهائى كه از آن چشمه سار رفته است با آبهائى كه در حال حاضر در حال رفتن است و آبهائى كه بعدا خواهد آمد ، تفاوتى ندارد و اگر حركت براى چنين شخصى موجب خيال و شگفتى باشد ، قطعى است كه حكيمانه و عارفانه خواهد بود نه ابهام انگيز . اين شخص به خوبى ميداند كه آنچه در كاروان اوّل ( از نيستى به هستى ) وارد شده و قدم به عالم هستى گذاشته است ، قطعا حركت در كاروان دوم ( از هستى به نيستى ) را هم بدنبال خواهد داشت ، و اگر ناظر كسى باشد كه آگاهى و اشرافى بجهان هستى ندارد ، انعكاس حركت در درون او و تأثّر او از آن ، بستگى به دانسته‌ها و خواسته‌هاى خود طبيعى او دارد . به همين جهت است كه ما در كتاب « تحليل شخصيّت عمر بن ابراهيم خيّام » صريحا صحّت انتساب رباعيّات پوچ گرائى را به آن مرد فيلسوف و رياضىدان انكار كرديم ، زيرا در قسمت عمده اى از آن رباعيّات ، حركت در هر دو جلوه اش ( از نيستى به هستى و از هستى به نيستى ) مخصوصا در جلوهء دومش ، انعكاس و تأثّر عاميانه اى در درون گوينده يا گويندگان آن رباعيّات داشته است .

جهت دوم - در توضيح اين تفاوت

، ( 1 ) ، اشيائى را كه در درون دو كاروان مزبور

هامش
( 1 ) بايد در نظر بگيريم كه همان تفاوت ناظران در دو جلوهء حركت ، در همين مورد هم كه اشياء متحرّك را مطرح مىكنيم ، وجود دارد ، يعنى اگر ناظر در اشياء متحرّك در هر دو جلوه اش ( از نيستى به هستى و از هستى به نيستى ) انسان آگاه و مشرف به هستى ( و لو بطور اجمال ) و معتقد به معنىدار بودن آن باشد ، قطعا خواهد گفت :در عالم عالم آفريدن به زين نتوان رقم كشيدننظامىبجهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از او استو اگر ناظر يك عامى زنجير شده در خواسته‌هاى خود طبيعى و محاصره شده در محدودهء معلومات ناچيز خود باشد ، طبيعى است كه اشياء متحرّك را در هر جلوه و نمودى كه داشته باشد ، جز آنچه را كه ناظر ميداند و مىخواهد ، بىاساس و پوچ و يا مبهم تلقّى خواهد كرد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 143 | محمد تقي جعفري