* ( يَنْطِقُونَ . فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ . ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ . قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَلا يَضُرُّكُمْ أُفٍّ لَكُمْ وَلِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله أَ فَلا تَعْقِلُونَ . قالُوا حَرِّقُوه وَانْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ . قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ . وَأَرادُوا بِه كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الأَخْسَرِينَ ) * ( 1 ) ( ما قطعا رشد شايستهء ابراهيم را پيش از اين به وى داديم و ما به وضع او دانا بوديم . در آن هنگام كه به پدر ( عمّو ) و قومش گفت : چيست اين مجسّمهها كه شما براى آنها به عبادت نشستهايد . آنان گفتند ما پدرانمان را دريافتيم كه به آنها عبادت مىكردند [ ابراهيم ] گفت : شما و پدرانتان در گمراهى آشكار بوديد . قوم ابراهيم گفتند : آيا براى ما [ فرمانى ] از حقّ آورده اى يا از جملهء بازيگرانى [ ابراهيم ] گفت : بلكه پروردگار شما پروردگار آسمانها و زمين است كه آنها را آفريده است و من به حقيقتى كه براى شما ابلاغ مىكنم از جملهء شاهدانم . و سوگند به خدا در بارهء بتهاى شما پس از آنكه رويگردان شويد چاره اى خواهم انديشيد . سپس [ ابراهيم ] آنها را قطعه قطعه كرد مگر بزرگترين آن بتها را كه شايد مراجعه به آن نمايند . آنان گفتند : كسى كه با خدايان ما چنين كارى كرده است ، قطعا از ستمكاران مىباشد . آنان گفتند : ما جوانى را كه به او ابراهيم گفته مىشود ، شنيديم كه در بارهء بتها سخن مىگفت . گفتند او را برابر چشمان مردم بياوريد ، باشد كه [ او اعتراف كند و ] مردم شاهد باشند . گفتند : اى ابراهيم ، تو اين كار را به خدايان ما انجام دادى . [ ابراهيم در پاسخ ] گفت : بلكه بزرگشان اين كار را كرده است ، بپرسيد از آنان اگر سخن مىگويند . آنان به خويشتن مراجعه نموده و گفتند شمائيد ستمكاران . سپس سرهاى خود را پائين انداختند [ و به ابراهيم گفتند ] تو مىدانى كه اينها سخن نمىگويند . [ ابراهيم ] گفت : آيا جز خدا چيزى را مىپرستيد كه نه براى شما نفعى دارد و نه ضررى . افّ بر شما و بر آنچه كه جز خدا را عبادت مىكنيد آيا تعقّل نمىكنيد گفتند او ( ابراهيم ) را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد اگر مىخواهيد كارى انجام بدهيد . ما [ به آتش ] گفتيم اى آتش ، خنك و سلامت باش به ابراهيم . آنان به ابراهيم حيله پردازى خواستند و آنان را در خسارت انداختيم . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٩
هامش
( 1 ) الأنبياء آيهء 51 تا آيهء 70 .