تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
دست آنان را بگيرد و آنان را تا آن بارگاه بالا ببرد . با اين حال ، با كمال پستى و خباثت آن رهبر را معصيت مىكنند و از تعليم و تربيتهاى سازندهء او مىگريزند ، چنان كه در تاريخ انبياى عظام مشاهده مىكنيم كه آن پيشوايان الهى همه و همه و در همهء حالات مطيع خدا و در جاذبهء كمال مطلق حركت مىكنند ، ولى با اين حال هوى پرستان جوامع آن پيامبران عظيم الشّأن از ارشادها و تعليم و تربيتهاى سازندهء آنان فرار كرده ، بلكه با آن بزرگواران به مبارزه و پيكارهم برخاسته‌اند . ممكن است بعضى از ساده لوحان چنين گمان كنند كه قضيّه چنان نيست كه شما مىگوئيد ، بلكه واقعيّت چنين است كه آنان ارزش و عظمت دعوت پيامبران را نمىدانستند و اگر مىدانستند با آنان به مخالفت برنمىخاستند . اين گمان بىاساس است ، زيرا ما در همهء دورانهاى تاريخ و در همهء جوامع با تبهكارانى روبرو هستيم كه از اصول و قوانين عقلى و وجدانى اطَّلاع دارند و با اين حال با كمال بى خيالى بر خلاف همهء آن اصول و قوانين حركت مىكنند . بعنوان نمونه : 1 - آيا ترديدى هست در اين كه بيمارى خودخواهى [ نه صيانت ذات قانونى ] كه همهء انسانها را وسيله و خود را هدف تلقّى مىكند ، پليدترين صفتى است كه مىتوان در بنى نوع انسانى مشاهده كرد قطعا هيچ كس نمىتواند در مسألهء مزبور كمترين ترديدى به خود راه بدهد . با اين حال ، آيا چنين نيست كه اكثريّت قريب به اتّفاق مردم به اين بيمارى خودسوز و مزاحم جز خود مبتلا مىباشند آرى ، اين قضيّه هم صد در صد مطابق واقع است ، يعنى واقعا اكثريت قريب باتّفاق مردم با اين كه كم و بيش و در اشكال مختلف پليدى اين صفت را مىدانند ، با اين حال مبتلا بان هستند . 2 - آيا يك انسان آگاه كه در زندگى جمعى شركت دارد ، پيدا مىشود كه از وقاحت دروغ و ضرورت راستگوئى بى اطَّلاع باشد مسلَّم است كه چنين انسانى را نمىتوان سراغ گرفت ، يا حدّ اقلّ در هر جامعه اى افراد زيادى از انسانها كه وقاحت دروغ و ضرورت راستگوئى را مىدانند ، دروغ مىگويند . 3 - آيا ستمكاران واقعا تلخى درد و شكنجه را نمىدانند يقينا مىدانند ، با اين حال چرا اين همه درد و شكنجه به انسانها وارد مىسازند 4 - آيا دنيا پرستان مالدار نمىدانند كه -
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 202 | محمد تقي جعفري