تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
هر كه را باشد وظيفه چار نان دو خورد يا سه خورد هست اوسط آن ور خورد هر چار دور از اوسط است او اسير حرص مانند بط است هر كه او را اشتها ده نان بود شش خورد مىدان كه اوسط آن بود چون مرا پنجاه نان هست اشتهى مر ترا شش گرده ، همدستيم نى تو به ده ركعت نماز آيى ملول من به پانصد در نيايم در نحول آن يكى تا كعبه حافى مىرود و ان يكى تا مسجد از خود مىشود آن يكى در پاكبازى جان بداد و ان يكى جان داد تا يك نان بداد اين وسط در با نهايت مىرود كه مر آن را اوّل و آخر بود اوّل و آخر ببايد تا در آن در تصوّر گنجد اوسط يا ميان
ملاحظه مىشود كه روح با نسبى بودن اعتدال روانى ، چگونه به فعّاليّت و داد - و فرياد و تكاپو براى رشد و كمال خود مشغول است . براى تحقيق بيشتر در موضوع اعتدال روان و تأثير اخلاق كمالى در آن ، اعتدال روان را در دو منطقهء اساسى مورد توجّه قرار مىدهيم : اعتدال روانى در منطقهء روان « آن چنان كه هست » و اعتدال روانى در منطقهء روان « آن چنان كه بايد » .

1 - اعتدال روانى در منطقهء روان « آن چنان كه هست »

روان آدمى با هر توصيف و تعريفى كه در نظر گرفته شود ، داراى نهادهائى ( استعدادها و نيروها و سطوح و ابعاديست ) كه علم النّفس گذشته و روانشناسى در دورانهاى اخير بررسى و شناخت آنها را به عهده گرفته است ، چنان كه علوم اخلاقى گذشته وظيفهء پيش گيرى از اختلالات آن نهادها را تضمين مىنمود و روانپزشكى امروز بدون توانائى كلَّى بر پيشگيرى ، به درمان و معالجهء آن اختلالات مىپردازد . در گذشته آنچه را كه اخلاقيّات به عهده گرفته بود ، با نظر به شهادت تاريخ و مشاهدات فعلى ما ، تا حدودى ايفا كرده است ، در صورتى كه كوششهاى روانپزشكى امروز اگر چه در فرونشاندن پديده‌هاى حادّ اختلالات روانى ، نتايج قابل توجّهى را بوجود آورده است ، ولى اين كه چه مقدار در ريشه كن كردن آن اختلالات و بوجود آوردن اعتدال نسبى روان موفّق بوده است ، داستانى ديگر است . همين مقدار مىتوانم در اينجا متذكَّر شوم كه خود