چيزى بر پا است و نه هستى او تا حصول چيزى ادامه داشت . موجوديّت خداوند متعال نه به چيزى متّكى بود و نه در چيزى ساكن بود . همهء اين مختصّات پيش از خلقت بود كه غير از او چيزى با او نبود و همهء آنچه كه بر او تطبيق مىكنى ، صفات حادث و بيان كنندهء حقايقى در بارهء او است كه بوسيلهء آنها كسى كه بفهمد مىتواند بفهمد . و بدان كه : معانى ابداع و مشيّت و اراده يك حقيقت است و نامهاى آنها سه تا است و اوّلين ابداع و اراده و مشيّت او حروفى بود كه آنها را اصل همهء اشياء و دليل هر ادراك شده و باز كنندهء هر مشكل قرار داد . )
خداوند بىهمتا ما فوق وابستگىها بطور مطلق
امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در اين جملات مطالب با اهمّيّتى را در كمال مطلق خداوندى و برى بودن او از همهء وابستگىها بيان مىدارد .
اين مطالب بقرار زير است :
مطلب يكم -
وحدت حقّهء الهيّه ازلى و ابدى و سرمدى است و با هيچ موجودى در هيچ حال از ازل الآزال تا ابد الآباد معيّتى ( دمسازى و هم بودى ) نداشته و نخواهد داشت .
مطلب دوم -
او پيش از خلقت كائنات نه معلوم بود و نه مجهول ، اين قضيّه كاملا بديهى و بى نياز از اثباتست زيرا كسى نبود پيش از خلقت كه او را بشناسد ، و يا كوتاهى كند واو را درك نكند . و بعبارت ديگر بدانجهت كه هيچ چيز و هيچ كسى وجود نداشت كه در صورت شناسائى آن موجود اعلى ، معلوميّت به او صدق كند و در صورت عدم شناسائى مجهول بوده باشد . همچنين بدانجهت كه درك كننده اى وجود نداشت ، لذا عاملى براى معرفت محكم ( روشن ) و تحيّر ناشى از تشابه نبوده است ، چنان كه به جهت نبودن كسى ، آن موجود اعلى نه در ياد كسى بود و نه فراموش شده از يادها .
مطلب سوم -
كه مىتوان گفت از نتايج مهمّ مطلب دوم است ، اينست كه با نظر به نفى معلوميّت و مجهوليّت از وجود خداوند متعال به جهت نبودن عالم