تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

ترجمهء خطبهء نود و يكم

اين خطبه به خطبهء الاشباح - 1 معروف است و از با عظمتترين خطبه‌هاى آن حضرت محسوب مىگردد - 2 مسعدة بن صدقه از امام صادق جعفر بن محمّد عليهما السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود - 3 : امير المؤمنين عليه السّلام اين خطبه را در روى منبر كوفه ايراد فرموده است - 4 و مقدّمهء اين خطبه چنين بوده است كه مردى آمد و گفت : يا امير المؤمنين ، خداى ما را براى ما آن چنان توصيف فرما كه ما او را مانند مشاهدهء عينى ببينيم ، تا در نتيجه بر محبّت و معرفت خود به خدا بيفزائيم - 5 امير المؤمنين عليه السّلام بر آشفت و ندا در داد كه مردم براى نماز جمع شوند - 6 مردم بقدرى جمع شدند كه مسجد پر شد - 7 پس بالاى منبر رفت ، در حالى كه غضبناك و رنگ مباركش تغيير كرده بود - 8 ( 1 ) نخست حمد و ثناى خداوندى را بجاى آورد - 9 و درود بر پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرستاد و سپس فرمود - 10 در توصيف خداوندى - 11 حمد مر خداى را است كه ممنوع ساختن [ مخلوقات از احسان خود ]

هامش
( 1 ) ممكن است علَّت پرخاش و غضبناك شدن امير المؤمنين عليه السّلام در برابر درخواست آن مرد ، يكى از دو موضوع يا هر دوى آنها بوده باشد : 1 - اين كه آن مرد گمان ميكرد با مجرّد توصيف صحيح خداوندى مىتوان او را مانند مشاهدهء عينى ، مشاهده كرد در صورتى كه شهود جمال و جلال اقدس ربوبى بدون عمل و تهذّب و تخلَّق به اخلاق اللَّه امكان پذير نيست . 2 - آن مردى كه چنين درخواست بسيار بزرگى را كرده بود ، شايستگى شنيدن اين توصيفات عاليه را در بارهء خدا و ديگر مسائل الهى كه در اين خطبه آمده ، نداشته است ، لذا امير المؤمنين عليه السّلام دستور فرمود كه : مردم جمع شوند تا حضرت سخنان خود را براى عدّه اى كثير بيان فرمايند كه مفيد بوده باشد .