عوامل انگور شدن در حال حركت ارتباط نداشت ، صدها سال هم اگر روى زمين حركت فيزيكى يا شيميائى مجرّد از عوامل مزبور مىنمود ، هرگز به موقعيّت انگور شدن نمىرسيد . اين قانون در همهء حركتها جارى است ، فقط اين انسان است كه گذشت ساليان و سپرى شدن عمر را به حساب رشد مىآورد و گمان مىكند از موقعيّت غورگى به انگور شدن مىرود ، مخصوصا اگر مغزش با تخيّلات آرمانى هم آكنده باشد در اين مبحث مىخواهيم اين قضيّه را اثبات كنيم كه اگر متصدّيان تعليم و تربيت بتوانند اين حقيقت را دريابند كه به آن اندازه كه جاذبهء كمال در سازندگى انسانها مؤثّر است ، ايجاد نفرت و انزجار افراطى از فعّاليّتهاى خود طبيعى كارساز نيست بيشترين اهمّيّت را به آشنا ساختن انسانها با ارزشها و عظمتها و قرار دادن آنان در جاذبهء آن ارزشها و عظمتها مىدادند . كوشش براى اثبات اين كه فرو رفتن در لجنزار تمايلات حيوانى خود طبيعى و اثبات -
نفس اژدرها است او كى مرده است
از غم بىآلتى افسرده است
و اثبات اين كه نفس امّارهء انسانى مىتواند در پليدى به بىنهايت برسد ، كوشش كاملا صحيح است ولى انزجار و تنفّر حاصل از خود طبيعى بوسيلهء اثبات امور فوق به تنهائى كافى نيست ، اگر چه لازم است . در عرفان اسلامى كه منبع اساسى آن قرآن و احاديث معتبر و عقل سليم است ، اين روش را مىبينيم كه دوشادوش بيان پستى و رذالت حيوان صفتىهاى خود طبيعى و لزوم كوشش و تقلَّا براى نجات يافتن از آن ، تأكيد زيادتر و تشويق بيشتر به فهميدن مراتب رشد و كمال عظمتها و ارزشهائى است كه حركت صعودى نتيجه مىدهد . بعنوان نمونه : يك - انسانها بايد بدانند كه خداوند متعال اسماء حقائق عظمى و مقامات عالى رشد را به پدرشان آدم ( ع ) تعليم فرموده است : * ( وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ) *