نفى رهائى مطلق در اين زندگانى و اين كه همه اجزاى موجوديّت آدمى هم مانند ديگر موجودات محكوم به قانون است ، مستلزم نفى رهائى مطلقى است كه غرايز حيوانى آدمى از خود نشان مىدهند . 3 - نظاره بر شكوه خيره كنندهء هستى كه نمودى از ملكوت الهى است ، مىتواند انسان را از اسارت در زنجير خود طبيعى و خواستههاى بىاساسش نجات بدهد . زيرا با نظاره به شكوه هستى است كه خرد و وجدان آدمى بيدار مىشود و مىگويد : * ( رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا ) * ( 1 ) ( اى پروردگار ما ، اين هستى را بيهوده نيافريده اى ) نتيجهء بسيار با اهمّيّت اين نظارهء سازنده اينست كه حقارت و ناچيزى اشتغال جدّى به تمايلات خود طبيعى را كه همهء سطوح درون آدمى را اشغال نمايد ، به خوبى اثبات مىكند . 4 - شناخت لذائذ روحى و بدست آوردن عوامل آنها . با دريافت اين لذائذ ، براى انسان اثبات مىشود كه لذّت منحصر در خوشىهاى طبيعى محض
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٧
تخلَّف از آنچه كه با چشمش مشاهده مىكند ، مىباشد . آنچه كه انسان با چشمش مىبيند حاكميّت سنّت و قانون فراگير هستى است ، اين بيمار يا خود را از هستى استثناء مىكند و چنين مىپندارد كه بطور مطلق رها است و يا قدرت خود را ما فوق و مشرف بر قوانين تلقّى مىكند اى بينوا
كجا خواهى ز چنگ ما پريدن
كه تاند ، دام قدرت را دريدن
چو پايت نيست تا از ما گريزى
بنه گردن رها كن سر كشيدن
وان شو سوى شيرينى چو غوره
به باطن گر نمىدانى دويدن
رسن را مىگزى اى صيد بسته
نبرّد اين رسن هيچ از گزيدن
هامش
( 1 ) . آل عمران آيهء 190 .