بهجت و شكوفائى روح غير از لذّت خود طبيعى است
يك پديدهء روحانى بسيار والائى وجود دارد كه ابراز آن با كلمات متداول غير ممكن به نظر مىرسد و مىتوان از روى ناچارى از كلمهء شكوفائى ( 1 ) در لغت فارسى و از كلمهء بهجت در عربى براى نشان دادن سايهء دورنمائى از آن پديده بهره بردارى نمود . قابل درك ساختن اين پديدهء بسيار و الا براى غوطه وران در لجن خودخواهىها و سرخوشان لذايذ مادّى و روانى همان مقدار امكان ناپذير است كه قابل درك ساختن لذّت عمل جنسى براى يك كودك . كارى كه مىتوان كرد اين است كه با استمداد از انواعى پديدههاى روحى قابل درك ، تا حدودى دورنمائى از سايهء اين وضع روحى را بيان كنيم . دقّت كنيد - 1 - ما از وزش يك نسيم خنك در هواى سوزان بيابان لذّت مىبريم . 2 - ما از طعم غذاى مطبوع احساس لذّت مىكنيم . 3 - ما با حلّ يك مجهول علمى از لذّتى خاصّ برخوردار مىشويم . 4 - ما با آزاد شدن از بند و زنجيرهاى جبرى و احساس رهائى و قدرت