تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
فاستشعر الحزن . ( آن انسانى كه خدا در خودسازى وى يارى فرموده است ، اندوهى در درون خود در مىيابد ) . و همچنين در توصيف انسانهاى متّقى به همام مىفرمايد : قلوبهم محزونة ( دلهاى آنان اندوهگين است ) . و اين كه خداوند متعال مىفرمايد : * ( أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * مقصود خوف و اندوه معمولى است كه بطور طبيعى زندگى انسانهاى ناموفّق به حركت در مسير كمال را تيره و تار مىنمايد . يعنى اولياء اللَّه كه تكاپوگران ميدان مسابقه در خيرات و كمالاتند ، از فقدان و نقص مادّيّات و لزوم مهار كردن اميال و شهوات نمىترسند و در بارهء آنها اندوهى به خود راه نمىدهند . همچنين به جهت آگاهى به اين كه -
أزمّة الأمور طرّا بيده و الكلّ مستمدّة من مدده
ملَّا هادى سبزوارى ( اختيار همهء امور در دست خداوندى است و همهء موجودات از قدرت و عنايات او استمداد مىكنند ) . و لا حول و لا قوّة إلَّا باللَّه ( و هيچ حركتى و قوّه اى نيست مگر اين كه متعلَّق به مشيّت الهى است . ) هرگز در امور غير اختيارى ترس و اندوهى به خود راه نمىدهند . نكتهء ديگر اين كه اكثر جهشها و حركتهاى تكاملى مولَّد تأثّرهاى عميق كه موجب اندوه‌ها و احساس نقصهاى وجودى بوده‌اند ، مىباشد . عامل حقيقى اين جهشها هنوز از ديدگاه علمى دقيق روشن نشده است ، فقط اين قدر مىدانيم كه تأثّرها و اندوه‌هاى عميق و ضربه اى بوده است كه اگر شخصيّت را مختلّ