نوع يكم - جريانى مشابه عكسبردارى و تصوير از اشكال و نمودهاى جهان عينى ، مانند عكسبردارى از ماه و درخت و ميز و انسان و سنگ و غير ذلك . [ البتّه همه مىدانيم كه اصطلاح عكسبردارى و انعكاس و تصوير و نقش و امثال اين كلمات كه داراى مفاهيم فيزيكى قابل رؤيت فيزيكى مىباشند نبوده و جز شباهتى نارسا ميان آن مفاهيم و انعكاسات ذهنى چيز ديگرى ديده نمىشود . ] نوع دوم - فعّاليّتهاى ذهنى است . اين نوع جريانات نيز بنوبت خود بسيار زياد است ، مانند انديشههاى منطقى و تجسيمها و تصميم و عمل انتخاب و غير ذلك . عمل تجريد از اين نوع فعّاليّتها است . يعنى مغز آدمى مىتواند با قدرتى كه دارد همه يا بعضى از تشخّصات و تعيّنات فردى و جزئى موضوعاتى را كه در جهان عينى ، همهء موجودات را در بر مىگيرد ، الغاء نموده و مفهومى عارى از آن تشخّصات و تعيّنات را در ذهن بوجود مىآورد . اين فعّاليّت را عمل تجريد مىنامند . گاهى اين عمل تجريد حالت صعودى پيدا مىكند ، مانند كلَّى مردها يا كلَّى زنها كه هر يك مفهومى تجريد شده از تشخّصات و تعيّنات موضوع خود مىباشد . آن گاه عمل تجريد در بارهء مجموع مردها و زنها انجام مىگيرد و مفهوم كلَّى در يك دائرهء وسيعتر يعنى با تجريدى بيشتر كه ما آن را تجريد درجهء دوم مىناميم بعنوان انسان در ذهن بوجود مىآيد . همين مفهوم كلَّى نيز با در نظر گرفتن انواعى ديگر از حيوانات مورد تجريد قرار گرفته در يك دائرهء وسيعتر يعنى با تجريدى بيشتر بعنوان حيوان در ذهن بوجود مىآيد . در اين موقع تجريد در درجهء سوم انجام گرفته است .
در اينجا مجبوريم بيك مسئلهء فوق العاده با اهمّيّت اشاره كنيم و آن اينست كه وقتى كه مغز شروع به تجريدهاى تصاعدى مىكند ، چنان كه در مثال بالا مىبينيم سرعت تجريد از درجهء اوّل به درجات بالا بقدرى تند است كه انسان گمان مىكند اصلا براى صعود به تجريد درجهء دوم كمترين حركتى انجام نگرفته است
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٤