تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
هر چه مردم مىكند بوزينه هم آن كند كز مرد بيند دمبدم او گمان برده كه من كرده چو او فرق را كى داند آن استيزه خو اين كند از امر و آن بهر ستيز بر سر استيزه خويان خاك بيز آن منافق با موافق در نماز از پى استيزه آيد بىنياز در نماز و روزه و حجّ و زكات با منافق مؤمنان در برد و مات مؤمنان را برد باشد عاقبت بر منافق مات اندر آخرت
آسيبى كه از حيوانات انسان نما بر ارزشهاى والاى انسانى وارد شده و اوراق تاريخ را سياه كرده و حقوق انسانها را ضايع نموده و باطلها را با ظواهرى آراسته به خورد مردم صافدل و ساده لوح داده است ، خيلى بيش از آسيبى است كه از حيوانات حيواننما براى بشريّت وارد آمده است .

اين مردگان در ميان زنده‌ها اصلا مدخل هدايت را نمىشناسند تا وارد هدايت شوند

هيچ تعبيرى در بارهء آن صيّادان مناسبتر از اين تعبير ( مردگانى در ميان زندگان ) پيدا نمىشود . امّا با قرينهء ديگر جملات امير المؤمنين ( ع ) بايد گفت : نه مردگان بيطرف و پوسيده ، بلكه مردگان موذى و مضرّ كه بوى عفونى لاشهء پليد آنان به جهت مردن عقل و وجدان در درونشان ، مشامّ انسانهاى گلشنجو را مىآزارد . وقتى كه خرد و وجدان در درون يك انسان نابود شد ، عاملى براى تشخيص حقّ و باطل و هدايت و ضلالت در وجود او نيست كه بتواند با بينائى و روشن بينى در اين دنيا حركت كند . از اينجا است كه بايد گفت : نمايش حيات ، يا حيات نمايشى غير از حيات حقيقى است ، زيرا ركن اساسى « حيات حقيقى » يا « حيات معقول » خرد و وجدان آدمى است و با رفتن آن دو ، حيات حقيقى و « حيات معقول » وجود ندارد . 70 ، 82 - فأين تذهبون و أنّى تؤفكون و الأعلام قائمة ، و الآيات واضحة ،