فعّاليّت گوهر بسيار با عظمت و داراى انواعى از استعدادها كه روح انسانى ناميده مىشود نبايد در نمودهاى زيباييهاى محسوس كه موقت ( روشنائى غروبكننده و سايه اى رو بزوال ) و نسبىاند خلاصه نمود ، بلكه زيبايابى واقعى آن است كه از همهء ابعاد و استعدادهاى روح در دريافت همهء زيباييهاى هستى بهره بردارى شود . همچنين اين مطلب از كلمات امير المؤمنين فهميده مىشود كه دل بستن به نمودهاى زيباييهاى محسوس و چشم پوشيدن از واقعيّات « انسان آن چنان كه هست » و « انسان آن چنان كه بايد » و « جهان آن چنان كه هست » و « جهان آن چنان كه بايد مورد بهره بردارى قرار بگيرد » سقوط و تباهى بدنبال خواهد آورد : وَيُوبِقُ مَخْبَرُها ( آزمايش اين دنيا به هلاكت مىكشاند ) اگر چه بيك اعتبار دقيق بايد گفت : سرتاسر حيات آدمى در اين دنيا در هر محيط و ميان هر عوامل و شرائطى در امتحان مىگذرد ، ولى در ميان همهء عوامل و شرايط پديدهء زيبائى بسيار حسّاس است ، زيرا هيچ انسانى داراى مغز و روان معتدل نيست كه به زيباييها جلب نشود ، اگر آدمى در رابطه با زيباييها مشاعر و تعقّل و شخصيّت خود را ببازد ، در حقيقت هستى خود را باخته است : * ( وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيه وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقى ) * ( 1 ) . ( دو چشمانت را بسوى اصناف زنان و مردانى از كفار كه آنان را از زيبائى زندگى دنيوى برخوردار ساختهايم دراز مكن ، عنايت پروردگار تو بهتر و پايدارتر است ) . دو كلمه در آخر جملات مورد تفسير : وَسِنادُ مائِلٌ ( تكيه گاه رو به افتادن و سقوط ) يكى از رساترين توصيفات دنيا است . تاج كاووس و كمر كيخسرو خيلى بادوام و پايدار مىنمود ، گوئى اختران
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 35
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٥
هامش
( 1 ) . طه آيهء 131 .