را فريب دادهايم و بدينوسيله حجابى ما بين خود و واقعيّتها بوجود آوردهايم .
شايد در تفسير اين امور شرمآور كلمات حسد و حسادت و حسود به كار ببريم ، بعضى از اشخاص بگويند : « ما در تفسير و تحليل نابسامانىهاى تاريخ بشرى درس اخلاق نمىخوانيم و بايد در اين تفسير و تحليل از روش علمى استفاده كرد . بنا بر اين ، ما هم براى رضايت خاطر اين اعتراض كنندگان از كلمات حسد و مشتقّات آن ، استفاده نمىكنيم و اصطلاحى را به كار مىبريم كه از ديدگاه علمى مورد اعتراض قرار نگيرد . و مىگوئيم : آن همه حقّ كشىها و جنگ و خونريزيهاى بنا حقّ ، از يك ريشهء بسيار زهرآگين سرچشمه مىگيرد كه خودخواهى ناميده مىشود . اين خودخواهى ناشى از انحراف در شناخت و ارزيابى اساسىترين اصل حيات كه » صيانت ذات « ناميده مىشود سرچشمه مىگيرد . آيا مىتوانيد كسى را پيدا كنيد كه از شئون و مختصّات و رفتار انسانى تا حدودى اطَّلاع داشته باشد و به انكار اين حقيقت كه گفتيم برخيزد زيرا حسادت همان خود - خواهى پليد است كه با خوردن و تباه كردن خويشتن ، در صدد خوردن و تباه كردن ديگران برمىآيد . البتّه خودخواهى در اشكال مختلفى بروز مىكند ، مانند سودجوئى مادّى ، انحصار طلبى ، شهرت پرستى ، محبوبيّت پرستى ، هوى پرستى و غير ذلك و يكى از اشكال اين خودخواهى حسادت است كه ضدّيّت با كسانى را كه داراى امتيازى هستند بازگو مىكند
حسد و غبطه و مسابقه
حسد
چنان كه از تعريفات علماى اخلاق برمىآيد ، عبارتست از خواستن آرزوى شديد زوال امتياز و نعمتى كه نصيب محسود شده است فقط از آن جهت كه امتيازى است براى شخص محسود . اين تعريف اعمّ از آن است كه باضافهء خواستن و آرزوى شديد زوال امتياز و نعمت از محسود همراه با اين باشد كه همان امتياز را شخص حسود دارا شود و اين كه فقط امتياز از آن