و زيبايابى و احساس كبر و خود بزرگ بينى و احساس حقارت و خود كوچك بينى و غير ذلك را از درون خود دريافت ننمايد ، هيچ راهى براى درك آنها وجود ندارد . حقيقت عاطفهء مادرى به كودكان خود ، براى مردان به هيچ وجه قابل دريافت نيست و اگر مردى چنين ادّعا كند ، يا مرد نيست و يا دروغ مىگويد . حتّى شناخت انسان از ديدگاه يكم نيز مادامى كه از ديدگاه دوم شناخته نشود ، يك شناخت ناقصى است كه هيچ نتيجهء علمى نمىتواند داشته باشد ، زيرا رفتار و نمودهاى عينى كه انسان از خود نشان مىدهد ، معلولهائى هستند كه علل آنها درونى نامحسوس بوده و فقط با دريافت شخصى انسان از درون خويشتن قابل درك مىباشند . در نتيجه مىتوان گفت : هيچ اظهار نظرى در بارهء انسان از طرف محقّقين انجام نمىگيرد ، مگر اين كه درك و دريافت شخصى او از درونش ، در آن اظهار نظر دخالت مىورزد . از همين جا است كه گفته مىشود : هر مورّخى در هر جامعه و دورانى كه در بارهء سرگذشت تاريخى انسانهاى جامعهء خويش و يا ديگر جوامع تحليل و تفسير مىنمايد ، عينكى از جامعه و دوران خويش بر چشمان خود زده است . و همهء ما مىدانيم كه انسان شناسان داراى ايدهها و فرهنگهاى گوناگون بوده و همهء اين حقائق در توجيه تفكَّرات انسان شناسان مؤثّر مىباشند .
ديدار ماكياولى با سزار بورژيا در درون ماكياولى ايده اى بوجود آورد كه همهء زندگى او را تفسير كرده و آثار قلمى او را چنان كه مىبينيم ، توجيه نموده است . جلال الدّين مولوى انسانى را كه پس از ديدار با شمس تبريزى و تأثّر شديد از ديدگاههاى او مطرح مىكند ، مسلَّما با انسانى كه بدون ديدار با شمس در نظر داشت متفاوت بوده است . مولوى پس از آن ديدار ، در بارهء انسانى سخن مىگويد كه در درون خود آن را دريافته است . و اين مطلب كه ما در بارهء انسان حقائق و واقعيّات مشترك داريم كه بوسيلهء تلاش دانشمندان و محقّقان براى ما اثبات گشتهاند ، هيچ درد ناشى از فعّاليّت كارگاه مغزى و روانى انسانسازى انسان شناسان را دوا نمىكند ، زيرا حقائق
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٢