تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
بگذاريد كنار و به راه خود برويد - اين گروه بى خبر از حقيقت است و حتّى اگر به افراد اين گروه بگويند :
تو بيخبرى ، بيخبرى كار تو نيست هر بيخبرى را نرسد بيخبرى
فورا انگشتان به دو گوش خود فرو ميكنند كه لطفا براى ما شعر مخوانيد . اينان كدامين بيخبرانند بىخبرانى كه اصلا به سراغ گرفتن خبر نرفته‌اند ، نه آن بىخبرانى كه پس از شنيدن همهء خبرها به مقام والاى حيرت عظمى گام گذاشته‌اند كه مقام ربّ زدنى تحيّرا است گروه چهارم - از خواندن اين كتاب بزرگ هدفى جز بدست آوردن موادّ معيشت حيات طبيعى محض و عوامل لذّت و وسائل پيروزى بر ديگران نداشته و اين كتاب بزرگ را بمنزلهء فهرست برنامه‌هاى دكَّان بقّالى و آجيل - فروشى و آهنگرى و اسلحه سازى تلقّى نموده سپس با كمال رضايت و احساس غرور از اين گونه خواندن كتاب سر ببالش خواب مىنهند و به حيات خود ادامه مىدهند گروه پنجم - با خواندن كلمات و سطرهائى معدود از اين كتاب ، چنان احساس بىنيازى از علم و معرفت مىنمايند كه حتّى خود كتاب جهان هستى را كه در نظام باز [ نه در سيستم بسته ] در جريانست به حيرت مىاندازند كه خدايا من كه جهان هستىام ، و اجزاء و پديده‌ها و روابطم در يك سيستم باز نو به نو مىرسد ، از سطوح عميق و جريان آيندهء خودم اطَّلاعى ندارم ، چگونه مىتوانم اطَّلاع و علم مطلق بدست اين كودك نو پاى بدهم گروه ششم - كسانى هستند كه آغاز ارتباط با اين كتاب بزرگ را تصوير و انعكاسى ناقص و محدود از پديده‌ها و روابط نوشته شده در كتاب تلقّى نموده ، نخست مانند كسى كه فقط حروف الفباى موجود در كتاب را در حالى كه به جهت موضعگيرى ابتدائى خود آنها را پراكنده مىبينند ، آن حروف را در ذهن خود منعكس مىنمايند . اينان مىدانند كه با اين ارتباط بسيار ناچيز نمى -