كتاب يكم - جهان هستى
اين كتاب كه « كتاب آفاقى » نيز ناميده مىشود جهان برون ذاتى است كه صفحاتش با سطور و كلمات پر معنا در ديدگاه بشر قرار گرفته است و خوانندگانى در هر دوران و هر جامعه اى در حدود احتياجات و توانائى كه داشتهاند ، از اين كتاب بهره مند شدهاند . خوانندگان اين كتاب بسيار مختلف و متنوّع مىباشند . از آن جمله : گروه اوّل - كسانى هستند كه فقط شيفتهء زيبائى خطَّ اين كتاب شده ، هيچ بيانى براى توضيح محتويات آن ، جز ذوق و شعر پيدا نكردهاند .
گروه دوم - شتابزدگانى هستند كه فقط به خواندن سر فصلها و خطوط بزرگ [ البتّه بنا بر تشخيص خود آنان ] اين كتاب قناعت كرده ، مىگويند : ما اين كتاب را خوانديم و محتويات آن را دانستيم . اينان نيز به اصناف مختلفى تقسيم شدهاند كه بعضى از آنها به اين نتيجه رسيدهاند كه اين كتاب خواندنى است و حكمت بسيار متعالى از اين كتاب را مىتوان بهره بردارى نمود . برخى ديگر از سرفصلها و خطوط بزرگ اين كتاب به نتيجه اى كه در نظر داشتهاند ، نرسيده و آن را كنار مىگذارند . البتّه آنان چنين مىپندارند كه كتاب جهان هستى را از خود جدا كرده و كنار گذاشتهاند و نمىدانند كه اين كتابى است كه چه آن را بخوانند و چه آن را نخوانند ، خود كتاب بىامان مشغول خواندن آنان مىباشد و تمام موجوديّت آن را در كلمات خود براى خوانندگان حقيقى اين كتاب و براى نويسندهء اصليش كه خدا است نشان خواهد داد .
گروه سوم - براى توجيه عقب ماندگى خود از كاروانيان خوانندهء كتاب هستى ، وجود تاريكىها و مجهولات را بهانه تراشيده و اگر شمعى هم براى روشن كردن راهى پيدا كنند ، به جهت احساس خيرگى بيمار گونه فورا آن را خاموش مىنمايند و با قيافهء ساختگى متفكَّرانه ، جلو عشّاق كتاب هستى را گرفته دستور مىفرمايند كه اين كتاب سحر و جادو است و قابل فهم نيست ،