آيا كمال مطلق فى نفسه بىنهايت به معناى اصطلاحى آن است و آيا مسير و حركت انسان بسوى كمال بىنهايت است
اگر چه مىتوان گفت : حكماى عاليقدر اين مسئلهء با اهمّيّت را از نظر دور نداشتهاند و قاعدتا براى هر متفكَّر هستىشناس و حكيم چنين مسئلهء مهمّى مطرح بوده است ، ولى بحث و بررسى آن را بعنوان يك مسئلهء مستقلّ كه قطعا بايد در حكمت الهى مطرح شود ، مورد توجّه قرار ندادهاند ، لذا براى شناخت نظريّات آنان در اين مسائل بايستى فصول و ابواب مختلفى از هستىشناسى و حكمت را پيگيرى نمود . و بهر حال ، اين مسئله بطور جدّى بايد مطرح گردد و در معرض افكار صاحبنظران قرار بگيرد . مىگوئيم : مفهوم بىنهايتى كه براى كمال مطلق ( خدا ) نسبت مىدهيم قطعا با آن مفهوم بىنهايتى كه ما از زمان و عدد و فضا و امور قابل شدّت و ديگر موضوعات داراى امتداد و كشش و بعد كه در ذهن خود مىآوريم متفاوت است .
براى تسهيل بحث و عدم تكرار كلمات ، بىنهايت منسوب به كمال مطلق را بىنهايت اوّل نامگذارى مىكنيم و بىنهايت منسوب به زمان و عدد و فضا و امور قابل شدّت و ديگر موضوعات داراى امتداد و كشش و بعد را ، بىنهايت دوم مىگوئيم . با نظر به ماهيّت و خواصّ بىنهايت دوم ، يقينى است كه قابل تطبيق يا قابل حمل به كمال مطلق نمىباشد ، زيرا همهء انواع و اصناف اين امور از مقولهء كمّى هستند كه قابل تجزيه و تركيب بوده و هر چه باشند ، بالاخره داراى نوعى بعد و مقدار مىباشند كه كم و زياد و تساوى در آنها راهيابى دارند و كمال مطلق فوق همهء ماهيّتهاى كمى و خواصّ آن مىباشد ، لذا بايد گفت : وقتى كه مىگوئيم : « كمال مطلق » حتما بايد هرگونه مفهوم كمّى و تجريد شده از امتدادها و كششها و بعدها و امور قابل تشديد را از ذهن خود دور كنيم . بنا بر اين بىنهايتى كه قابل تطبيق يا قابل حمل به كمال مطلق است ، بىنهايت اوّل مىباشد نه بىنهايت دوم . و به همين ترتيب مسير و حركت