شكم آنها بيرون مىآورند ، تا خودشان بنوشند .
گياهان : نمىخواهم سخن در وصف آن به درازا بكشد : خارهايى تيز و داغ ، با رگ و ريشهء تشنهء آب ، آن هم بسيار كمياب . چنين است گياه آن !
خانهها : اگر آنها را خانه و منزل بنامند ، اشتباه است . آنها خيمهها و چادرهاى بزرگى هستند كه باد سوزان در آن كوران مىكند و گرماى ناراحتكننده با آن به ستيزه برمىخيزد و بدينترتيب ، داخل اين خيمهها با بيرون و صحراى سخت و ناهموار يكى مىشود ! و روى همين اصل ، اين چادرها تنها در بعضى مناطق و اماكن خاص برپا مىشوند . و باز بسيار كوشش بىجايى خواهد بود كه ساكنان آنها بخواهند در هر كجا كه مىخواهند اقامت نموده و يا در مكان آرام و امنى مستقر گردند . آنها با خانه بهدوشى و كوچكردن پيمان هميشگى دارند !
مواد غذايى : مواد غذايى در آن دو چيز سياه است : خرما و آبى كه بهدست آيد ، به اضافهء آنچه كه از گوشت شتر و يا گوشت شكار پيدا مىشود .
* * * طبيعت اين صحرا ، ساكنان و مردم آن را به جنگ و كشتار وامىدارد و درواقع جنگ و ستيز دايمى ، اصل و اساس نظام اجتماعى آنهاست .
خورشيد همواره بر بيابانهاى جزيرةالعرب و خانههاى آن ، پردهاى از آتش و حرارت مىافكند و مردم فقير و بيچاره ، گوشت گرگ يا گوسفندى از پا درآمده را در روى سنگهاى آن بريان مىكنند ! بر بيابانهاى جزيرة العرب و منزلهاى آن ، هميشه فشار و رنج كشنده و مرگ تلخ و ناگوار سايه افكنده است . و مناظر و چشماندازهاى آن يكسان و يكنواخت است : دريايى از ريگ در سينهء آبادىهاى ناچيز و آرزوهاى شكستخورده و سوخته كه فلات اجازه سربلندكردن را برايشان نمىدهد .
البته در اين طبيعت بىرحم و اين زندگى دردناك و دشوار و اين وضع سخت معيشت مردم صحرا ، ادراك و شعورى كه سراسر هستى و زندگى را فراگيرد و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 73
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٣