مهد نبوت
مهد نبوت : سرزمينى كه هم در گذشته و هم در آينده - هر دو - سرزمين معجزه بوده و خواهد بود .
فلات پهناورى كه اگر در آن باران مىباريد و سرسبز و خرم و پرگياه و بارورش مىساخت ، همهء گرسنگان دنيا را سير مىنمود و همه برهنگان جهان را مىپوشاند .
اين فلات ، به اندازهاى وسيع و پهناور است كه هيچ خيالى نمىتواند حدى برايش قائل شود و فكرى نمىتواند آن را بهخاطر بسپارد . آنجا فلاتى است كه از ابتداى تكوين و خلقت ، در دل صخرههايى سخت ريگزارى متحرك و مواج بوده است .
وزش باد ، ريگ و شن آن را در هوا بازى مىداده و مىچرخانده تا در واقع سرزمينى بهوجود آمده كه مىجوشد و در انقلاب است .
آرى ! سرزمينى از تپهها و درههاى شنى كه همواره در حال تلاطم و نشست و برخاست مىباشد و كوههاى كمارتفاع و بىگياهى كه هرگز باران نديده و در دل ريگزار خشك نشستهاند .
همهجاى اين سرزمين تفتيده ، سخت و آتشفشانى ، مملوّ از سنگهاى سياه و پوسيده و سوراخسوراخى است كه گويى در آتش گداخته شده و به گوشهاى پرتاب شدهاند و گويا هنوز هم حرارت و سياهى را در خود حفظ كردهاند .
آنجا را « سرزمين سوخته » نام كردهاند و نامهاى ديگرى نيز از اين قبيل برايش