لگدمال مىسازند و مواد آن را ، در زير پرده حمايت و اجراى آن ، پيوسته نقض مىنمايند ! « 1 »
هامش
( 1 ) . در موقع ترجمه اين كتاب ، نمونهء بارز اين پايمالكردن حقوق انسانى از طرف امضاكنندگان اعلاميه حقوق بشر ، فاجعه كنگو بود . . . پنجسال پيش « لومومبا » رهبر ملى خلق زجرديده كنگو را در زير سرنيزههاى سربازان سازمان ملل ، دزديدند و او را بهدست عامل و مزدور سياه و رذلى بهنام « چومبه » سپردند تا قطعهقطعهاش كند و صدايش را براى هميشه خاموش سازد . . .
لومومبا بهخاطر ادامهء استثمار مردم كنگو از طرف امپرياليستهاى غربى و سهامداران تراستهاى بزرگ اردوگاه سرمايهدارى كشته شد ، اما هواداران او ، در مركز مسلماننشين كنگو ، يعنى استانلى ويل دور هم جمع شده و به مبارزه آشتىناپذير خود عليه استعمار و نئوكليناليسم ادامه دادند . . .
ولى طولى نكشيد كه نيروهاى امپرياليسم بلژيك - امريكا در يورش وحشيانهاى استانلى ويل را فتح كردند و متجاوز از پنج هزار انسان سياهپوست را قتلعام نمودند ، و نام آن را دفاع از آزادى ! نهادند . « مايك » فرمانده مزدوران سفيدپوست كه در قتلعامهاى كنگو شركت داشت در يادداشتهاى خود - كه اخيراً در روزنامهء كيهان ترجمه و منتشر شد - مىنويسد : « ما به كوچك و بزرگ رحم نمىكرديم ، زيرا احتمال مىرفت كه هركدام از آنها عضو نهضت آزادىبخش ملى كنگو باشد . . . ما حداقل پنج هزار نفر از آنان را به قتل رسانيديم تا توانستيم اسيران سفيدپوست را نجات ! دهيم . در اين جريان ، كشيشان وابسته به ميسيونهاى مذهبى مسيحى ، بهعلت آشنايى با وضع محل ، ما را راهبرى مىكردند ! . . . »
بعد از كنگو ، بايد نامى هم از رودزيا ، آنگولا ، موزامبيك و فلسطين خونين ببريم . . . فلسطين اكنون در زير چكمههاى رهزنان خارجى مىنالد و مردم بىپناه و بىدفاع آن ، بهخاطر سود جنگافروزان متجاوز و فروش كالاى سهامداران كارخانههاى اسلحهسازى امپرياليستها ، گروهگروه كشته مىشوند . . .
البته اين خصلت ذاتى امپرياليسم و خواست نظام اجتماعى سرمايهدارى جنايتبار غربى و شرقى است . ولى آنچه كه شرمآورتر و ننگينتر است ، آن است كه كسى تجاوزكاران و آدمكشانى را كه مثلًا وحشيانه در ويتنام مىجنگيدند ، « سربازان مسيح » بنامد !
روزنامهء پرچم خاورميانه چاپ آبادان شماره 616 مورخ دىماه 45 مىنويسد : « كاردينال اسپلمن رهبر كليساى كاتوليك آمريكا از عمليات آمريكا در ويتنام پشتيبانى كرد . وى سربازانى را كه - بر ضد مردم - مىجنگند « سربازان مسيح » خواند . . . ولى يكى از مشاوران پاپ گفت : نمىتوان اين جنگ را مقدس ناميد . . . » !
آرى ! چنين است نمونهاى از اقدامات آزادىخواهانه دولتهايى كه براى دفاع از اعلاميه حقوق بشر ! بهپا خاستهاند . ولى با ملاحظه وضع مردم آفريقا ، آسيا و آمريكاى لاتين ، بايد با مؤلف همصدا شد و گفت : اينها سربازان خود را براى نابودى حقوق و آزادىهاى انسانى ، به گوشه و كنار جهان مىفرستند ! اينها ژاندارمهاى بينالمللى هستند كه هدفى جز حفظ منافع اردوگاه سرمايهدارى ندارند و آنچه در منطق اينها مفهومى ندارد ، حقوق انسان و آزادىهاى قانونى افراد بشرى است و ترور شخصيتهاى ملى و اسلامى در جهان سوم خود گواه گويايى بر جنايات اين ژاندارمهاى آدمكش و وحشى است . . . م