تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
چيزى نمىدانيم ، ما در شناخت بشر از ابعاد گوناگونش موفقيتهاى بسيار چشمگير بدست آورده‌ايم . آيا ما در بعد فيزيولوژيك و بيولوژيك بشر حقايق فراوانى بدست نياورده‌ايم آيا ما نمىدانيم كه بشر غرائزى دارد و هر يك از آنها مختصاتى دارند آيا ما هنوز فطرت بشر را نشناخته‌ايم آيا معلومات ما در بارهء اصول روانى بشر اندك است آيا ما ابعاد اجتماعى بشر را حد اقل براى هم زيستى نشناخته‌ايم مگر اطلاعات و معلومات ما در بارهء اصول اخلاقى و تهذيب نفس و وارستگى آن كم است آيا پس از گذشت قرون و اعصار متمادى ما نمىدانيم كه اصول و قوانين سياست واقعى جامعه چيست آيا ما در بارهء دردهاى بنيان كن بشرى و درمانهاى آن كور و نادانيم هر كسى كه پاسخ اين سؤالات را منفى بداند ما هيچ سخنى با او نداريم ، زيرا او يا از انسان بىاطلاع است و بايد برود اطلاعاتى بدست بياورد و يا خداى نخواسته مبتلا به بيمارى غرض ورزى است و يا يك فرد نيهليست است كه از قهوه خانهء پوچگرايان بيرون آمده و راهش را گم كرده و براى مسخره كردن علم و حقيقت سراغ محفل دانش و حقيقت جويان را گرفته است . ثانيا : اگر مقصود اين است كه ما نمودها و سطوح ظاهرى پديده‌ها و استعدادهاى بشرى را مىشناسيم ، ولى حقيقت آنها را نمىفهميم ، مىگوئيم : بسيار خوب ، ما مگر در شناخت واقعيات جهان خارجى و عينى در اعماق حقايق و واقعيات چنان نفوذ مىكنيم كه براى همهء چون و چراها مىتوانيم پاسخ حقيقى [ نه پاسخ جدى و تكرار ادعا ] مطرح كنيم نه هرگز بعنوان مثال : حركت را در نظر مىگيريم ، ما صدها قانون و اصل و مسئله در بارهء حركت مىدانيم و سرتاسر مسائل علمى ما در طبيعت و صنايع پر از اين قوانين و اصول است و در هر موردى بمناسبت آن مورد از دو ديدگاه معرفت و عمل از آنها بهره بردارى مىنمائيم و ضمنا اين مطلب را هم بعنوان اصل اساسى مطرح مىكنيم كه حركت در ذات اشياء است ، بسيار خوب ، با اين حال اين سؤال براى