ديگران زشت و قبيح محسوب مىنمائى و از مردم به همان رضايت داشته باش كه از خويشتن براى آنان رضايت مىدهى ) . و كفاك أدبا لنفسك ما كرهته من غيرك ، و عليك لأخيك مثل الَّذى عليه لك ( 1 ) ( و براى تأديب نفس خويشتن كافى است كه آنچه را از ديگران ناخوشايند مىدانى ، از خويشتن بر ديگران نيز ناخوشايند بدانى و بر عهدهء تست از برادرت ، همانند آنچه كه از تست بر عهدهء برادرت ) . هنگامى كه اين ميزان مختل گردد ، وضع روانى او بدين ترتيب است كه امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : يستعظم من معصية غيره ما يستقلّ أكثر منه من نفسه و يستكثر من طاعته ما يحقّره من طاعة غيره فهو على النّاس طاعن و لنفسه مداهن ، اللَّهو عليه مع الأغنياء أحبّ أليه من الذّكر مع الفقراء ، يحكم على غيره لنفسه و لا يحكم عليها لغيره ، يرشد غيره و يغوى نفسه ( 2 ) ( همان گناهى را كه ديگران مرتكب شدهاند و بزرگش ميداند ، خود بيش از آن را مرتكب مىشود و آن را اندك تلقى مىنمايد و اطاعتى را كه ديگران بجاى آوردهاند او تحقيرش مىكند و اگر همان اطاعت را خود بجاى بياورد ، زيادتر و با عظمتتر مىپندارد . كار او طعنه بر ديگران است و تملق بر خويشتن براى او لهو و بازى با اغنيا ، محبوبتر است از ذكر خداوندى با فقراء به سود خود بر ضرر ديگران حكم مىكند و به سود ديگران بر ضرر خود حكم نمىكند ديگران را ارشاد و خود را گمراه مىسازد ) . اينست مختصات انحراف ميزان ما بين خويشتن و ديگر انسانها . حال بر مىگرديم براى توضيح بيشتر در بارهء ميزان معقول در ارتباطات انسانها با
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥١
هامش
( 1 ) . حكم منثوره ص 7 و 8 .
( 2 ) . ج 2 - شمارهء 150 ص 498 و 499