است كه روانشناسى اسلام مطرح و مورد تشويق قرار مىگيرد : * ( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ( 1 ) ( آيا در ملكوت آسمانها و زمين نظر نكردهاند ) . اگر روانشناسان معمولى حرفه اى در بارهء 427 نمود و فعاليتى كه در ادبيات فارسى فقط به دل نسبت داده شده است ، اظهار بىاطلاعى نمايند و به جهت قابل مشاهده نبودن آنها ، حكم به علمى نبودن آنها نمايند ، تكليف يك انسان شناس همه جانبه چيست
عامل چهارم -
ناديده گرفتن و از رسميت انداختن تحقيق در بارهء پديدهها و فعاليتهايى كه بنام مختصات و شئون دل ناميده ميشوند . البته همهء ما اين مطلب را هم مىدانيم كه محدود نگران در مسائل روانى به نا ديده گرفتن و از رسميت - انداختن مختصات و شئون دل قناعت نورزيده و هر موقعى كه سخن از آن امور بميان مىآمد ، با چماق كوبنده ولى با صورتى آب طلائى « ما كارى با متافيزيك نداريم ، ما روش علمى در پيش گرفتهايم » كه خيلى كوبنده تر از چماق تكفير قرون وسطائىها بر مغز دانش طلبان فرود آمده است به سراغ مطرح كنندهء مختصات و شئون دل مىروند .
اين جانب در مسائل مربوط به دل كه مجبور به تتبع بودم ، در حدود 427 پيشوند و پسوند در مفاهيمى كه بازگو كننده احوال و موقعيت و پديدهها و فعاليتها براى دل وجود دارد جمع آورى نموده و در مجلد هفتم از ترجمه و تفسير نهج البلاغه از ص 290 تا ص 325 بيان نمودهام . البته نمىتوان اين تتبع را براى بدست آوردن همهء مختصات و شئون دل كافى تلقى نمود ، ولى مىتوان آنها را بعنوان نمونهء قابل توجه براى بدست آوردن اطلاعات كافى در بارهء امور مزبوره در نظر گرفت . ممكن است بعضى از اشخاص در اين مورد چنين
هامش
( 1 ) . الاعراف آيه 185 .