ميان آنان تقسيم مىشود . و در آن موارد كه مرد دو برابر زن ارث مىبرد ، بدانجهت است كه معمولا زنها كه ادارهء شئون خانواده را به عهده مىگيرند از شركت دائمى در مسائل اقتصادى جامعه و ورود در انواع گوناگون آن مسائل معذور مىباشند ، لذا تهيهء وسايل معيشت آنان براى مردان واجب است ، از طرف ديگر مردان در معرض نوسانات اقتصادى از نظر سود و زيان بيشتر قرار مىگيرند ، در صورتى كه صنف زن مانند مرد در معرض زيان و آسيب اقتصادى نيست و او همواره از نظر معاش تأمين است . به اضافهء اين كه مهريه اى كه زن به مقدار عادلانه از مرد مىگيرد ، مىتواند نوعى جبران سهم الارث او بوده باشد .
نتيجهء كلى اين مباحث ، چنين است كه اولا هر سه نقص كه در خطبه به زنها نسبت داده شده است ، كاملا قابل تفسير و توجيه است . و هدف كلى امير المؤمنين ( ع ) اشاره به مختصات روبنائى زندگى مرد و زن است ، نه تفاوت ميان شخصيت انسانى زن و مرد . زيرا ما در اين مباحث شواهد و دلايل كافى ديديم كه مقصود امير المؤمنين نقص واقعى ايمان و عقل بطور عموم و سهم الارث بطور كلى نمىباشد . زيرا اسناد چنين نقص بر زنها مخالف قرآن است ، لذا مىتوان گفت : امير المؤمنين ( ع ) براى توضيح و تفسير موقعيت حقيقى زنان براى آگاه ساختن يكى از زنهاى پيامبر كه با دستيارى طلحه و زبير غائلهء جنگ جمل را بر پا نموده با وصل آن به جنگهاى صفين كه موجب اغتشاشات جوامع اسلامى گشته بود ، بيك مختصات روبنائى صنف زن كه مانع آنان از آرزوى مرد گشتن و فعاليتهاى مربوط به مرد مىباشد ، اشاره فرموده است .
8 ، 9 ، 10 - فاتَّقوا شرار النساء و كونوا من خيارهنَّ على حذر و لا تطيعوهنَّ فى المعروف حتَّى لا يطمعن فى المنكر ( بترسيد از زنهاى شرور و از خوبانشان برحذر باشيد و آنانرا در نيكىها اطاعت نكنيد تا طمع نكنند كه در بديها اطاعتشان كنيد ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠٠