حكم صادر مىكند ، و كارى با آن ندارد كه صحيح از نظر چه كسى صحيح در چه شرايط صحيح از روى كدامين واقعيتها . به همين جهت بوده است كه منطقدانان حرفه اى ، حتى كسانى كه ابتكاراتى را در منطق بوجود آوردهاند ، فقط از آن جهت كه منطق مىدانند و بر همهء راههاى فعاليت عقل نظرى آشنا هستند ، جهان شناسان و انسان شناسان واقعى نبودهاند ، زيرا واقعيتها و ارزشها غير از شناخت و قدرت بر تنظيمبندى فرمولها بر مبناى وسايل صحيح فرض شده ، مىباشد .
اين همان عقل نظرى است كه صدها مكتب و عقيده را ساخته و پرداخته و در طول تاريخ انسانها را روياروى هم قرار داده ، كرهء خاكى ما را به شكل كشتارگاه در آورده است . اگر از هر يك حاميان اين مكتبها بپرسيد كه شما ادعاهاى خود را چگونه اثبات مىكنيد بىدرنگ به منطق و عقل نظرى محض تكيه خواهد كرد . اگر شما به ارسطو بگوئيد : شما وجود هيولى را با كدامين دليل اثبات مىكنيد او نخواهد گفت : شب هيولى را در خواب ديدهام ، بلكه خواهد گفت : من با دليل منطق عقل وجود هيولى را اثبات ميكنم . اگر به منكرين وجود هيولى بگوئيد : شما با چه دليلى مىگوئيد : هيولى وجود ندارد ، نخواهند گفت كه من در عالم خيالات بودم ، هيولى را نديدم ، بلكه هم دلايل منطقى عقلى ارسطو را با استدلال منطق عقلى رد خواهد كرد و هم براى نفى هيولى بر دليل مزبور تكيه خواهد كرد . اين همان مسئله است كه حتى روان آرام دكارت را مضطرب ساخته است . او مىگويد : « از فلسفه چيزى نمىگويم ، جز اين كه مىديدم با آنكه از چندين قرن نفوس ممتاز بدان سرگرم بودهاند ، هيچ قضيه اى از آن نيست كه موضوع مباحثه و مجادله و بنا بر اين مشكوك نباشد و به خود آن چنان غرور نداشتم كه اميدوار باشم در اين باب برخوردارتر از ديگران شوم و چون ملاحظه كردم كه در هر مبحث چندين رأى مختلف مىتوان يافت كه هر يك از آنها را جمعى از فضلا طرفدارند در صورتى كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٤